نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
امیر فرهنگ دوست؛ عبدالاحد غیبی؛ مهین حاجی زاده
چکیده
بحث از من و مواجههاش با دیگری یا «جز من» از کهنترین و بنیادیترین موضوعات علوم شناختی بالأخص فلسفه است. این موضوع در فلسفۀ جدید بهشکل ویژهای مطمح-نظر نظریهپردازان قرار گرفته است. در این میان، «مارتین هایدگر» با شیوۀ پدیدارشناسانی هرمنوتیک خود، جزئیات جدید و عمیقی از آن را به منصۀ ظهور رسانده است. گرچه زبان و ...
بیشتر
بحث از من و مواجههاش با دیگری یا «جز من» از کهنترین و بنیادیترین موضوعات علوم شناختی بالأخص فلسفه است. این موضوع در فلسفۀ جدید بهشکل ویژهای مطمح-نظر نظریهپردازان قرار گرفته است. در این میان، «مارتین هایدگر» با شیوۀ پدیدارشناسانی هرمنوتیک خود، جزئیات جدید و عمیقی از آن را به منصۀ ظهور رسانده است. گرچه زبان و واژگان برساخته و پرپیچوخم او دریافت آراءش را در سختترین حالت خود قرار داده، اما در قرائت فیلسوفان بعد از او جزئیات عالمگیری از آن در ذیل وجود، موجود و نسبتش با خود، دیگری و جهان آشکار شده است. این پژوهش درصدد است تا با بهره جستن از اندیشه و روشمندی این فیسوف آلمانی، نسبتهای «دازاین» یا همان هستنده را با دیگری در رمان «أقودُک إلی غیری» از «عائشة أرناؤوط»، شاعر و نویسندۀ سوری-آلبانیایی بکاود. نتایج برآمده از شیوۀ توصیفی تحلیلی این جستار حکایت از آن دارد که أرناؤوط طرح داستانیاش را بیتوجه به نگرۀ هایدگر درنینداخته است؛ چه رمانش که موضوع من و دیگری از پیشانینوشت آن هویدا است در ذیل مؤلفههایی چون «همبودی»، «گفتمان تفسیری»، «دگرپروایی» و «پرتابشدگی» که مواجۀ دازاین و دیگری را ساختمند کرده، قابل تطبیق است؛ مقولاتی که در ارتباطِ «مریم» -قهرمان داستان- با شخصیتهای اصلی و فرعی رمان بهنحو پرنمودی تعقیب میشود.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
راضیه صدری خانلو؛ علیرضا شیخی؛ عبدالعلی آل بویه لنگرودی؛ مصطفی پارسایی پور
چکیده
خوانشهای نوین رویکرد نواندیشانه باختین، بواسطه بازنمایی لایههای هماقناعگر در فضای تکثر و ناهمگنی چندآوای رمان، الهامبخش نظریه "گفتگومندی" بود. گفتگومندی، مبتنی بر مولفههای: کارناوال، گروتسک، هتروگلوسیا، پولیفونی وکرونوتوپ و کاربست مفاهیم زیرشاخهای بسیار، منادی چندآوایی و کثرتگرایی مطلقستیزی است که ساحتهای ...
بیشتر
خوانشهای نوین رویکرد نواندیشانه باختین، بواسطه بازنمایی لایههای هماقناعگر در فضای تکثر و ناهمگنی چندآوای رمان، الهامبخش نظریه "گفتگومندی" بود. گفتگومندی، مبتنی بر مولفههای: کارناوال، گروتسک، هتروگلوسیا، پولیفونی وکرونوتوپ و کاربست مفاهیم زیرشاخهای بسیار، منادی چندآوایی و کثرتگرایی مطلقستیزی است که ساحتهای اقتدارگری استکباری را برنمیتابد. کرونوتوپ بواسطه درآمیختگیهای زمانیمکانی و ایجاد قیاسهایی میان زمان و مکانهای شخصیتهای جهانمتن و نیز تطبیق مقایسهای آن بر احوالات مخاطب برونمتنی، زمینهساز نفی تکسویگی مطلق و خلق جهانی دیالکتیکی بلکه گفتگومند در رمان است و طبق تقسیمبندی باختینی در قالب زیرشاخههایی چون " دیدار"، "جاده"، "آستانه" و" سالن" بررسی میگردد. "محمد برادة" نویسنده مراکشی، به-دنبال آشنایی با رویکرد روایتشناختی باختینی، در نوآفریدههای رواییاش دست-بهکار بهرهگیری از تمهیدات ویژه کرونوتوپ و نمونهسازیهای خلاقه شد. نگارندگان بمنظور بررسی تطبیقی مقولات کرونوتوپیک، با روش تحلیلمحتوا به شیوه توصیفی-تحلیلی، خلق انواع پیوستارهای زمانیمکانی در رمان "حیوات متجاورة" را زمینه آشنایی با چگونگی ترویج مفاهیم گفتگویی همچون کثرت-افزایی و نافرجامینگی در جهانمتن کردهاند. براده با کاربست گونههای کرونوتوپی، بر جریان بنیانهای مفهومی کرونوتوپی همچون احتمال، تصادف، تقاطع، تنش عواطف و ارزشها و.. در حیوات تاکید کرده، مقولاتی گفتگویی چون نفی جهان تکگزینهای، امکانمندی همآیی و قیاسپذیری بیچونوچرای سرنوشتهای متباین، و مصاحبت چهارچوبگریز را ترویج مینماید و سرریز آگاهی در دوگانی کرونوتوپ نویسنده/کرونوتوپ خواننده را به گفتاوردی شناختآفرین پیرامون نسبیت و چندوجهیبودگی حقیقت احوالات انسانی منتهی میسازد.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
الهه ستاری؛ حسین شمس آبادی
چکیده
مفهوم «نیستی»، «فنا»، «هیچانگاری» از مفاهیم اصیل و بنیادین در عرفان و تصوف از گذشته بوده است و امروزه نیز در قالب مفاهیم و اشکال دیگر بروز یافته است. فنا و نیستی در عرفان عالیترین خصیصه یک انسان است که او را به درجات بزرگ و متعالی میرساند. در عرفان و فلسفه جدید این مقوله با وجود گسترش مباحث مادیگرایی و اومانیستی، همچنان با قوّت ...
بیشتر
مفهوم «نیستی»، «فنا»، «هیچانگاری» از مفاهیم اصیل و بنیادین در عرفان و تصوف از گذشته بوده است و امروزه نیز در قالب مفاهیم و اشکال دیگر بروز یافته است. فنا و نیستی در عرفان عالیترین خصیصه یک انسان است که او را به درجات بزرگ و متعالی میرساند. در عرفان و فلسفه جدید این مقوله با وجود گسترش مباحث مادیگرایی و اومانیستی، همچنان با قوّت در میان معنویتگرایان و نظریهپردازان عرفان و فلسفه مدرن کاربرد دارد. از جمله همین صاحبنظران مایستر اکهارت میباشد که در آثار مشهور خود همچون مکاشفات، مواعظ و غیره بر مقوله نیستی انسان توجه زیادی کرده است. او که یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای معنوی دوره معاصر است، در آراء و آثار خود بر مؤلفههایی چون ترک خودپسندی، فقر، انقطاع، وارستگی و غیره اشاره کرده است. این مقاله با توجه به اهمیت این بحث و چگونگی بازتاب بارقههایی از آن در متون شعری معاصر عربی، کوشیده است تا به تحلیل این مؤلفهها در شعر ودیع سعاده شاعر نوپرداز و برجسته لبنانی بپردازد. ودیع که از مشارب عرفانی، سورئالیستی و همچنین نهیلیستی و فلسفه دکارتی تغذیه میکند در شعر خود به مفهوم نیستی در سطح وسیعی بها داده است و این مقاله تلاش میکند، با تطبیق مؤلفههای نظریه اکهارت به رابطه شعر ودیع با مقوله نیستی اکهارت بپردازد. نتیجه تحقیق نشان میدهد که ودیع از نمودهای فنا همچون تواضع، نفی دانایی و ووارستگی بهره گرفته است و این نمودها را برای تجسم بهتر جهانبینی سورئالیستی، تبعید و پوچگرایی به کار برده است.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
مینا نیک جو؛ پرویز احمدزاده هوچ؛ علی صیادانی؛ غلامرضا چلبیانلو
چکیده
نظریه پردازان ادبی از جمله فردیناند دوسوسور بر این باورند که هر اثر ادبی معنای خاص و معینی دارد و خواننده، متن را همانطور که هست میبیند. ولی به باور زبانشناس شناختی؛ هالند، خواننده، کلمات را بهطور خودکار پردازش میکند و در ارتباط با متن ادبی غیر فعال نیست ولی نیازمند طی کردن فرایندی برای ارتباط دنیای بیرونی و درونی مغز است. ...
بیشتر
نظریه پردازان ادبی از جمله فردیناند دوسوسور بر این باورند که هر اثر ادبی معنای خاص و معینی دارد و خواننده، متن را همانطور که هست میبیند. ولی به باور زبانشناس شناختی؛ هالند، خواننده، کلمات را بهطور خودکار پردازش میکند و در ارتباط با متن ادبی غیر فعال نیست ولی نیازمند طی کردن فرایندی برای ارتباط دنیای بیرونی و درونی مغز است. جستار حاضر بر اساس سه مؤلفه نظری – شناختی هالند: مجذوبیت، تجربه دوگانه و واپسروی به توصیف و تحلیل مؤلفهها در رمان پستمدرنیستی"تغریبة القافر" نوشتهی زهران القاسمی میپردازد و نقش زبانشناسیِ شناختی هالند در نحوه دریافت خواننده و تاثیرپذیری او در جریان داستان را نشان میدهد. در نتیجه تحلیل رمان بر اساس این رویکرد شناختی میتوان گفت که اپیزودهای داستان به دلیل عدم توازن در پیرنگ روایی و چینش همزمان کنشهای فعال و منفعل چالش برانگیز هستند و ذهن خواننده فعال را در جریان داستان درگیر میکنند، چنانچه با شخصیتها، همسانسازی کرده و برای اقناع تمایلات و خواستههایش در جریان رمان از الگوی رفتاری آنها تبعیت میکند.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
شهلا جعفری؛ حسین کیانی
چکیده
ارزیابی کیفیت ساختاری مقالهها سبب افزایش غنای محتوای آنها و نیز یگانگی ساختار پژوهش میشود. از آنجا که چکیده و مقدمه به عنوان اساسیترین قسمت هر مقاله است که پیام روشنی از محتوای آن را به خواننده منتقل میسازد؛ بدین ترتیب مقاله حاضر بر آن است تا با استفاده از پرسشنامه طراحیشده، وضعیت ساختاری این دو مؤلفه مهم را در بین 67 مقاله ...
بیشتر
ارزیابی کیفیت ساختاری مقالهها سبب افزایش غنای محتوای آنها و نیز یگانگی ساختار پژوهش میشود. از آنجا که چکیده و مقدمه به عنوان اساسیترین قسمت هر مقاله است که پیام روشنی از محتوای آن را به خواننده منتقل میسازد؛ بدین ترتیب مقاله حاضر بر آن است تا با استفاده از پرسشنامه طراحیشده، وضعیت ساختاری این دو مؤلفه مهم را در بین 67 مقاله مجله لسان مبین در بازه زمانی 1389 تا 1399 به روش تحلیل محتوای ترکیبی بررسی نماید.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که تنها روش پژوهش و پیشینه در سالهای آغاز به کار مجله، ساختار هماهنگ و یکسانی ندارند. نبود شفافیت در آییننامه نگارش مقاله و اتکای نویسندگان به دانستههای خود از علتهای اساسی این امر میباشد. اما در سالهای اخیر به ویژه از سال 98 به بعد، معیارهای ساختاری مقدمه و چکیده روند رو به رشدی داشته است که از مهمترین دلایل آن، تبیین نظاممند ساختار مقاله در قسمت راهنمای نویسندگان و دقت سردبیر مجله مبنی بر رعایت ساختار مقالهها جهت قرار گرفتن در چرخه داوری میباشد که این امر در رتبهبندی مجله نیز تأثیر داشته است.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
سمانه دهقانی؛ محسن سیفی
چکیده
نقد فمینیستی، رویکردی نقدی در تحلیل آثار ادبی است که با برجستهسازی نقش زنان در جامعه، به دنبال تحکیم جایگاه آنان و برقراری حقوقی متساوی میان دو جنس است. أفراح صغیرة، أفراح أخیرة از هیفاء بیطار، نویسندۀ سوری، رمانی زنانه است که موانع و مشکلات زنان را به تصویر میکشد. پژوهش پیشرو در نظر دارد، رمان یادشده را در تطابق با رویکردهای ...
بیشتر
نقد فمینیستی، رویکردی نقدی در تحلیل آثار ادبی است که با برجستهسازی نقش زنان در جامعه، به دنبال تحکیم جایگاه آنان و برقراری حقوقی متساوی میان دو جنس است. أفراح صغیرة، أفراح أخیرة از هیفاء بیطار، نویسندۀ سوری، رمانی زنانه است که موانع و مشکلات زنان را به تصویر میکشد. پژوهش پیشرو در نظر دارد، رمان یادشده را در تطابق با رویکردهای چهارگانۀ نظریۀ فمنیستی «الین شوالتر» شامل رویکردهای زیستشناسی، روانشناختی، زبانشناختی و فرهنگی قرار دهد و به چگونگی بازتاب تجربیات زنانه در این اثر پاسخ دهد. در بعد زیستشناسی، بیطار، مسائلی چون عادت ماهیانه، شیردهی و بارداری را مورد توجه قرار داده است و در بعد روانی به احساس تنهایی و غم، ترس از دستدادن و گریه اشاره کرده است. استفاده از ویژگیهای برجستۀ زبانی توسط نویسنده مانند کاربرد شعرهای عاشقانه، واژگان احساسی و ذکر جزییات در انعکاس چالشهای فرهنگی عمیقی چون مردسالاری و بازتاب پیامدهای طلاق بر زنان و خلق اثری آگاهیبخش، نقش داشته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تحمیل معیارهای جامعۀ مردسالار بر زنان، به بروز مشکلاتی برای زنان و عدم تصمیمگیری درست از سوی آنان منجر شده است. بیطار با اشاره به معضلات مهم اجتماعی و فرهنگی چون طلاق از ساختارهای مردسالارانۀ موجود در جامعۀ خویش انتقاد میکند که حقوق اولیۀ زنان را به نفع مردان، زیر پا میگذارد. نویسنده، اثرات منفی و بلندمدت تفکرات مردسالارانه را در ارتباط با سلامت روانی و اجتماعی زنان بیان کرده است تا بر ضرورت تغییرات در نگرش و ساختار اجتماعی برای بهبود جایگاه و حقوق زنان تأکید کند.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
عادل آزاددل؛ زینب برزگرماهر؛ جواد گرجامی
چکیده
نقد روانشناختی متن، رویکردی نوین در نقد ادبی است که با تکیه بر نظریات معتبر روانشناسی، ابعاد روانی آثار ادبی را بررسی میکند. یکی از نظریات برجسته در این زمینه، نظریۀ هرم نیازهای اساسی آبراهام مزلو، روانشناس انسانگرا است که وجه مشخص آن، تأمین مرحلهای ِنیازهای نوع آدمی جهت دستیابی به خودشکوفایی است. علی بدر نویسندۀ عراقی، رمان ...
بیشتر
نقد روانشناختی متن، رویکردی نوین در نقد ادبی است که با تکیه بر نظریات معتبر روانشناسی، ابعاد روانی آثار ادبی را بررسی میکند. یکی از نظریات برجسته در این زمینه، نظریۀ هرم نیازهای اساسی آبراهام مزلو، روانشناس انسانگرا است که وجه مشخص آن، تأمین مرحلهای ِنیازهای نوع آدمی جهت دستیابی به خودشکوفایی است. علی بدر نویسندۀ عراقی، رمان « لاترکضی وراء الذئاب یا عزیزتی» را با تمرکز بر وضعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روشنفکران سیاسی عراق که به آدیسآبابا پایتخت کشور اتیوپی گریخته و مهاجرت کردهاند به نگارش در آورده و در این میان کنشهای روانی اشخاص داستانی را نیز با مهارت روایتگری خاصی به تصویر میکشد. پژوهش حاضر به شیوۀ توصیفی -تحلیلی و با بهرهگیری از آرای مزلو دربارۀ نیازهای اساسی انسان، امیال، خواستهها و نیازهای روانی قهرمان رمان را مورد کندوکاو قرار میدهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد مطابق با طبقات ابتدایی هرم مزلو، رمان در فصول آغازین، نیازهای زیستی، امنیت و تعلقات عاطفی را منعکس ساختهاست. مسئلۀ پذیرش اجتماعی و تحقق خویشتن متناسب با طبقۀ چهارم و پنجم از هرم مزلو، بیشترین فراوانی را در پردازش شخصیت اصلی رمان دارد. همچنین شخص اولِ "رمان لاترکضی وراءالذئاب" از انگیزش نوعB برخوردار است
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
سید علی میرحسینی
چکیده
موتیف یا بنمایة اندیشة عدنان الصائغ همواره در سیری تحولی با پیشسازة فکری او یعنی انسان تعامل میکند؛ نتیجه این کنش را در واژگان سهلی میریزد که مخاطب بسته به میزان درک و کاوش خود از ظاهر و باطن آن معنای دیگری استنباط میدارد؛ "ایستاییگریزی" بارزترین ویژگی موتیف شعر الصائغ است که به واسطة آن همواره رمزبندهای گوناگونی ...
بیشتر
موتیف یا بنمایة اندیشة عدنان الصائغ همواره در سیری تحولی با پیشسازة فکری او یعنی انسان تعامل میکند؛ نتیجه این کنش را در واژگان سهلی میریزد که مخاطب بسته به میزان درک و کاوش خود از ظاهر و باطن آن معنای دیگری استنباط میدارد؛ "ایستاییگریزی" بارزترین ویژگی موتیف شعر الصائغ است که به واسطة آن همواره رمزبندهای گوناگونی ریزپیکرههای معنادار شعر وی را به هم وصل میکنند تا سخن از نزدیک و دور تصویری جدا و در عین حال یکپارچه از ابررمز مد نظر شاعر باشد؛ با این که شاعر کیفیت بافت تمام تراکیب سخن خود را در حد یکسانی نگاه نداشته و گاه گاه از خوشنقشی به شتابزدگی گرفتار شده است. پژوهش حاضر با روش تحلیل کتابخانهای و انتخاب گزینشی منطبقترین اشعار اهتمام به بررسی انواع موتیف در شعر وی دارد تا گستره و سیطرة این کارکرد ادبی و حوزة تبلور آن از فرد تا جامعه را مورد کنکاش قرار داده و به تحلیل هر یک از آنها از منظر جامعهشناسی و روانکاوی مد نظر شاعر بپردازد. با نظریه موتیف چندلر پس از کشف رمز ابتدائی هر سخن، بنمایة فکری الصائغ را پیش چشم نهاده و با گردآوری رمزبندهای هر شعر، سیر تحول آن به ابررمز را شرح نماید؛ اهم نتایج این نوشتار بازخوانی تحلیلی از شعر الصائغ با تکیه بر جنبة اندیشهای آن و با عنایت به رویکرد نمایشنامهسرایی او در جهت تبیین لایههای مختلف معانی اجتماعی و روانشناختی سرودة وی به حساب میآید
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
علی خالقی؛ جمال طالبی قره قشلاقی
چکیده
داستان "تلک الرائحة" اثر صنع الله ابراهیم داستاننویس مصری در سال 1986م منتشر شده است. او به دلیل گرایشات مارکسیستی و ملّیگرایانه به اتّهام توطئه سیاسی به هفت سال زندان محکوم شد، و این داستان تجربه زیسته او را در زندانهای مصر به تصویر کشیده و در همان جا نیز به رشته تحریر در آمده است. فضای زندان، فضای غالب بر حوادث این داستان است ...
بیشتر
داستان "تلک الرائحة" اثر صنع الله ابراهیم داستاننویس مصری در سال 1986م منتشر شده است. او به دلیل گرایشات مارکسیستی و ملّیگرایانه به اتّهام توطئه سیاسی به هفت سال زندان محکوم شد، و این داستان تجربه زیسته او را در زندانهای مصر به تصویر کشیده و در همان جا نیز به رشته تحریر در آمده است. فضای زندان، فضای غالب بر حوادث این داستان است و صنع الله کوشیده است تجربه زیسته خود را در این فضا نشان دهد. جستار حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی به دنبال بررسی این تجربه بر اساس نظریه هانری لوفور و بر اساس سه منظر عمل فضایی، بازنمایی فضایی، فضاهای بازنمایی است. مهمترین یافتههای پژوهش این است: راوی با مواجههی مستقیم و دردآور با واقعیتهای زندان و ابزارهای شکنجه، تعامل جسمش با فضای زندان و اشیای موجود در آن را به نمایش میگذارد. بازنمایی زندان از زبان راوی داستان تحت تأثیر جریانات سال 1960م در مصر، جایی که شخصیّت اصلی داستان بخاطر اتهامات سیاسی چندسال در زندان سپری کرده است و گفتمانهای موجود در داستان از سوی نهادهای قدرت جریان مییابد، و راوی زندان را فراتر از یک مکان فیزیکی، بهعنوان فضایی مرتبط با ساختار قدرت معرفی میکند. بدین ترتیب، فضای زندان در ذهن راوی داستان که اکنون از زندان آزاد گشته و در حبس خانگی به سر می برد پیوند عمیقی با نظام قدرت پیدا میکند. راوی زندانیان را از دیدگاهی نزدیک توصیف کرده و شرایطشان را با حسّ بیپناهی و آسیبپذیری منتقل میکند.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
حسین گلی؛ سجاد احمدی
چکیده
تکوین جامعهشناسی در قرن نوزدهم میلادی، همزمان با ظهور رویکردهای انتقادی در مطالعات ادبی، دیدگاه نوینی را برای تحلیل متون فراهم آورد. در این میان، نظریة «ساختگرایی تکوینی» لوسین گلدمن، با تأکید بر تحلیل ساختارهای درونی آثار ادبی در پیوند با زمینههای تاریخی، اجتماعی و اقتصادی آنها، بر این باور است که جهانبینی نویسنده، که ...
بیشتر
تکوین جامعهشناسی در قرن نوزدهم میلادی، همزمان با ظهور رویکردهای انتقادی در مطالعات ادبی، دیدگاه نوینی را برای تحلیل متون فراهم آورد. در این میان، نظریة «ساختگرایی تکوینی» لوسین گلدمن، با تأکید بر تحلیل ساختارهای درونی آثار ادبی در پیوند با زمینههای تاریخی، اجتماعی و اقتصادی آنها، بر این باور است که جهانبینی نویسنده، که خود متأثر از موقعیت طبقاتی و شرایط اجتماعی اوست، به شکل ناخودآگاه در ساختار اثر ادبی منعکس میشود. «حنا مینه»، نویسندة برجستة سوری، با تمرکز بر محوریت وطن عربی در روایات خود، تصویری جامع از طبقات اجتماعی، مسائل اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و همچنین چالشهایی که نسلهای متمادی با آن دست به گریبان بودهاند، ارائه میدهد. پژوهش حاضر، با بهرهگیری از چارچوب نظری نقد تکوینی گلدمن و روش توصیفی-تحلیلی، میکوشد تا چگونگی بازتاب و تعامل میان ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی عصر نویسنده، ساختارهای روایی و مضمونی «المستنقع» را واکاوی و تبیین نماید. تحلیل تکوینی اثر نشان داد که ساختار رمان، مبتنی بر استعارۀ محوری «مستنقع»، با جهانبینی طبقۀ محروم سوریه همساخت (Homologous) است. این استعاره، به مثابه نماد جبر و انسداد اجتماعی، جهانبینی خاص این طبقه را بازنمایی میکند: آمیزهای از تقدیرگرایی، ستایش کار سخت، و آگاهی تدریجی از ضرورت تغییر. بدین ترتیب، پیوند دیالکتیکی فرم (استعاره) و محتوا (فقر و سرنوشت شخصیتها) درک این گروه از موقعیت تاریخی و اجتماعی بستۀ خود را متبلور میسازد.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
طاهره جهانتاب؛ احمدرضا حیدریان شهری؛ بهار صدیقی
چکیده
با نزدیک شدن رمانها به دنیای واقعی، زمینۀ روی آوردن روایتها به نظرگاههایی چندگانه فراهم گردید و این امر در قالب مؤلفۀ چندصدایی تجلی یافت. رمان سیدات القمر جوخه الحارثی از جمله این تجربیات ادبیات داستانی است که تعدد صدای راوی و کانونیشدگی، محور اساسی آن قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر نظریۀ روایی ژرار ژنت، ...
بیشتر
با نزدیک شدن رمانها به دنیای واقعی، زمینۀ روی آوردن روایتها به نظرگاههایی چندگانه فراهم گردید و این امر در قالب مؤلفۀ چندصدایی تجلی یافت. رمان سیدات القمر جوخه الحارثی از جمله این تجربیات ادبیات داستانی است که تعدد صدای راوی و کانونیشدگی، محور اساسی آن قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر نظریۀ روایی ژرار ژنت، روایتشناس فرانسوی به بررسی صدای راویان و کانونیشدگی-ها در رمان مذکور بپردازد و کاربست این دو عامل را در متن آن نمایان سازد. انتخاب این موضوع برای نگارندگان این جستار از آن جهت اهمیت داشته که به نظر میرسد از جمله دلایل اصلی مقبولیت جهانی اثر مذکور، بهکارگیری صحیح قابلیتهای روایی و به ویژه دو مؤلفۀ مذکور بوده است. یافتههای این پژوهش که به شیوۀ توصیفی-تحلیلی انجام شده، بدین قرار است: الحارثی با هنرمندی، ترکیبی پویا از انواع راویان و کانونیشدگیها را به کار گرفته تا روایتی چندلایه و چندصدا خلق کند. در این میان راوی دانای کل، کانونیگر درونی و کانونیشدۀ بیرونی بیشترین تکرار را داشتهاند. تغییر مداوم راوی، کانونیگران و کانونیشدگیها خواننده را به سفری اکتشافی برده تا از منظرهای گوناگون به رویدادها و شخصیتها نگاه کند. این تکنیک نه تنها دنیای رمان را به واقعیت نزدیکتر کرده، بلکه تعادلی ظریف بین ارائه اطلاعات جامع و حفظ ابهام برقرار نموده و به خواننده فرصت داده تا با تحلیل رفتار شخصیتها، به درونیاتشان پی ببرد.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
حسن سرباز؛ هادی رضوان؛ صکر احمد خلف
چکیده
تعد الصورة البصریة أحد أبرز أنماط الصور الشعریة إذ تعتمد على الحواس الإنسانیة لنقل التجربة الشعریة إلى القارئ وأن الصورة الحسیة تُعدّ بوابة الشاعر لخلق تفاعل مباشر بینه وبین القارئ من خلال استثارة حواسه کما تُعدّ مکوّناً دلالیاً حیویاً یعبّر عن التجربة الشعوریة عبر أدوات حسّیة تتکئ على حاسة البصر، وتستثمر عناصر اللون، والضوء، ...
بیشتر
تعد الصورة البصریة أحد أبرز أنماط الصور الشعریة إذ تعتمد على الحواس الإنسانیة لنقل التجربة الشعریة إلى القارئ وأن الصورة الحسیة تُعدّ بوابة الشاعر لخلق تفاعل مباشر بینه وبین القارئ من خلال استثارة حواسه کما تُعدّ مکوّناً دلالیاً حیویاً یعبّر عن التجربة الشعوریة عبر أدوات حسّیة تتکئ على حاسة البصر، وتستثمر عناصر اللون، والضوء، والحرکة، لإنتاج مشاهد شعریة نابضة بالحیاة والتأویل. ویهدف البحث إلى دراسة الأنماط البصریة فی النص الشعری عند فاضل إبراهیم الحمدانی، مرکزاً على صورتین أساسیتین هما: الصورة القائمة على الحرکة، والصورة المبنیة على اللون، مع بیان أثر کلٍّ منهما فی التعبیر عن الانفعالات الداخلیة وإثراء المشهد الشعری. ویتناول البحث أیضا تداخل الحواس، ویبیّن کیف تتجاوز الصورة البصریة فی نصوص الحمدانی حدود الإدراک البصری لتتفاعل مع الحواس الأخرى کالسمع واللمس، مما یؤدی إلى تشکیل صورة حسّیة مرکبة ذات أثر جمالی وانفعالی عمیق. واعتمد البحث على المنهج الوصفی التحلیلی، مستنداً إلى نماذج مختارة من شعر الشاعر، تم تحلیلها للکشف عن بنیة الصورة البصریة وخصائصها الفنیة. وقد وصلت الدراسة إلى أن الحمدانی یوظف البنیة البصریة فی نصوصه توظیفاً دقیقاً یعکس حساسیة لغویة وفنیة عالیة، وأن الصور البصریة تؤدی وظائف متعددة منها: التعبیر العاطفی، وتجسید التوتر الداخلی، وبناء الإیحاء الرمزی، فضلاً عن تحقیق التفاعل الجمالی بین النص والمتلقی.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
مریم آل نجف؛ حجت اله فسنقری؛ مهدی خرّمی
چکیده
روانشناسی مثبتنگر بهعنوان شاخهای نوین از روانشناسی، بهجای تمرکز بر آسیبها، بر جنبههای مثبت تجربۀ انسانی مانند رضایت از زندگی، سلامت روان و شکوفایی تأکید دارد. مارتین سلیگمن، با پنج عنصر هیجانات مثبت، مجذوبیت، روابط مثبت، معنا و دستاورد، چارچوبی برای دستیابی به زندگی بامعنا فراهم میآورد. در سالهای اخیر این رویکرد ...
بیشتر
روانشناسی مثبتنگر بهعنوان شاخهای نوین از روانشناسی، بهجای تمرکز بر آسیبها، بر جنبههای مثبت تجربۀ انسانی مانند رضایت از زندگی، سلامت روان و شکوفایی تأکید دارد. مارتین سلیگمن، با پنج عنصر هیجانات مثبت، مجذوبیت، روابط مثبت، معنا و دستاورد، چارچوبی برای دستیابی به زندگی بامعنا فراهم میآورد. در سالهای اخیر این رویکرد وارد ادبیات شده و الهامبخش تحلیل شخصیتها و مضامین آثار ادبی گشته است. پژوهش حاضر با رویکرد میانرشتهای و روش توصیفیـتحلیلی از نوع تحلیل محتوا، نمایشنامۀ «ماساة جمیلة» اثر عبدالرحمن شرقاوی، نویسنده و نمایشنامهنویس مصری را بررسی میکند. هدف، واکاوی ابعاد زندگی جمیله بوحیرد و دیگر شخصیتها در بستر مبارزه با استعمار فرانسه، و شناسایی کارکردهای مثبتگرایی در شرایط مقاومت اسلامی است. نمایشنامههای مبتنی بر واقعیت، بستر مناسبی برای تبیین عناصر پنجگانۀ روانشناسی مثبتنگر مارتین سلیکمن (پرما) در فشار سیاسی و اجتماعی فراهم میکنند و میتوان از آنها برای ارتقای امید، تابآوری و معنابخشی بهره برد. نتایج تحلیل این اثر، نشان میدهد که عناصر روانشناسی مثبت در بستر مقاومت سیاسی و فرهنگی، از سطح ویژگیهای روانی فردی به سازوکارهای تولید معنا و شکلدهی هویت جمعی ارتقا مییابند. هیجانات مثبت، نیروی بازآفرینیِ امید و استمرار مبارزه را فعال میکند؛ مجذوبیت، نماد مشارکت اخلاقی و تعهد اجتماعی است؛ روابط مثبت، بنیان اعتماد و انسجام روانی جامعۀ مقاوم را میسازد؛ معنا، محور بازتولید ارزشهای دینی و فرهنگی در برابر سلطه است؛ و دستاورد، نماد تحقق تابآوری در سطح ملی و انسانی به شمار میآید.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
عبدالله حسینی
چکیده
در سپهر نقد ادبی معاصر عرب، چگونگی تلفیق تجربۀ زیباشناختی با نگرش تحلیلی و تعهد اجتماعی، از چالشهای اساسی نظریهپردازی ادبی بهشمار میآید. در این میان، محمد مندور بهعنوان یکی از مؤثرترین ناقدان و متفکران سدۀ بیستم، با تأکید بر تجربۀ ذوقی، خودآگاهی انتقادی و پایبندی به تعهد انسانی و اجتماعی، کوشید نقد ادبی را از قالب سنتی فراتر ...
بیشتر
در سپهر نقد ادبی معاصر عرب، چگونگی تلفیق تجربۀ زیباشناختی با نگرش تحلیلی و تعهد اجتماعی، از چالشهای اساسی نظریهپردازی ادبی بهشمار میآید. در این میان، محمد مندور بهعنوان یکی از مؤثرترین ناقدان و متفکران سدۀ بیستم، با تأکید بر تجربۀ ذوقی، خودآگاهی انتقادی و پایبندی به تعهد انسانی و اجتماعی، کوشید نقد ادبی را از قالب سنتی فراتر برده و با دستاوردهای نقد مدرن پیوند زند. اهمیت پژوهش حاضر در آن است که با تمرکز بر مقالۀ «مذهبی فی النقد»، به تحلیل نظام فکری، مبانی نظری، ساختار معرفتی و اصول روششناختی نقد امپرسیونیستی در اندیشۀ مندور میپردازد و آن را در پرتو مفاهیم پدیدارشناسی ادموند هوسرل، همچون آگاهی، قصدیت، تجربۀ زیسته، اپوخه (تعلیق داوری) و بینالاذهانیّت، بازخوانی و نقد میکند. برای دستیابی به این هدف، این تحقیق با رویکرد تحلیلی توصیفی و روش تطبیقی انجام شده است. بررسی تطبیقی نشان میدهد که دستگاه نقدی مندور، در عین نوآوری و گشودن افقهای تازه، با سه چالش روبهرو است: نخست، فقدان سنجشپذیری بینالاذهانی تجربۀ زیبایی که بهسبب غلبۀ ذهنیتگرایی رادیکال، آن را به امری سلیقهای و غیرقابل بازتولید فرو میکاهد؛ دوم، ناسازگاری روششناختی حاصل از تلفیق ناهمساز نقد تأثری و نقد متعهد که به ترکیبی التقاطی و متعارض میانجامد؛ سوم، نسبیتگرایی معرفتی که به دلیل فقدان معیارهای ثابت، فهم ادبی را به بازتابی پراکنده و گاه متناقض تقلیل میدهد.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
ساجد زارع؛ سعیده زنگیان؛ الهه همتیان
چکیده
نظامهای توتالیتر یا تمامیت خواه یکی از گونههای ساختارهای سیاسی مبتنی بر کنترل گسترده، محدودسازی آزادیهای فردی و حذف تنوع فکری، در قرن بیستم و پس از آن شناخته میشوند. مجموعه داستانی «الحصرم» اثر زکریا تامر بازتابی ادبی از سازوکارها و پیامدهای چنین نظامهایی است که در قالب روایتهای کوتاه، ابعاد گوناگون سلطه را بازنمایی ...
بیشتر
نظامهای توتالیتر یا تمامیت خواه یکی از گونههای ساختارهای سیاسی مبتنی بر کنترل گسترده، محدودسازی آزادیهای فردی و حذف تنوع فکری، در قرن بیستم و پس از آن شناخته میشوند. مجموعه داستانی «الحصرم» اثر زکریا تامر بازتابی ادبی از سازوکارها و پیامدهای چنین نظامهایی است که در قالب روایتهای کوتاه، ابعاد گوناگون سلطه را بازنمایی میکند. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری هانا آرنت و به روش توصیفی – تحلیلی، به واکاوی جلوههای توتالیتاریسم و پیامدهای اجتماعی آن در این اثر پرداخته است. نتایج نشان میدهد که مهمترین شاخصههای حکومت توتالیتر در «الحصرم» شامل تبعید اجباری، گسترش پناهندگان سیاسی، محدودیت آزادی بیان، کنترل ایدئولوژیک و اقتصادی، سرکوب حقوق اقلیتها و احزاب و اعمال خشونت سازمانیافته است. همچنین آثار اجتماعی و روانی این ساختارها همچون ترس، بیاعتمادی، فروپاشی انسجام اجتماعی، انزوا و یأس عمومی بهوضوح در روایتها بازتاب یافته است. در ارتباط با ابعاد سیاسی و پیامدهای اجتماعی و سیاسی نظام توتالیتر بر زندگی شهروندان، تحلیل شخصیتها سه الگوی اصلی واکنش به سلطه را نشان میدهد که شامل تبعیت منفعلانه، مقاومت آگاهانه، و قربانی شدن مستقیم میشود.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
شرافت کریمی؛ جمیل جعفری؛ فیان عبدالرحمن أحمد الشوزی
چکیده
النص الروائی فضاء دلالی مفتوح یتیح تعدد التأویلات من خلال مداخل سیمیائیة ولغویة وتأویلیة متنوعة. تُعد روایة سیدی وحدانه نموذجا للنصوص السردیة التی تتجاوز الوظیفة الحکائیة التقلیدیة لتشکّل بنیة رمزیة مرکبة تنفتح على إمکانات تأویلیة متعددة. یهدف هذا البحث إلى تحلیل الروایة من خلال دراسة مکوّنات الصیاغة الدلالیة الناتجة عن توظیف ...
بیشتر
النص الروائی فضاء دلالی مفتوح یتیح تعدد التأویلات من خلال مداخل سیمیائیة ولغویة وتأویلیة متنوعة. تُعد روایة سیدی وحدانه نموذجا للنصوص السردیة التی تتجاوز الوظیفة الحکائیة التقلیدیة لتشکّل بنیة رمزیة مرکبة تنفتح على إمکانات تأویلیة متعددة. یهدف هذا البحث إلى تحلیل الروایة من خلال دراسة مکوّنات الصیاغة الدلالیة الناتجة عن توظیف الکاتبة للتراث الدینی مع الترکیز على آلیات هذا التوظیف وطبیعة المعنى المنتج داخل النص بالإضافة إلى حدود التأویل الممکنة فی ضوء تفاعل القارئ مع المرجعیات الثقافیة. تُدرس الروایة بوصفها نصا مفتوحا بالمعنى الذی حدّده أمبرتو إیکو من خلال منهج وصفی تحلیلی. وتنطلق القراءة من مفاهیم نظریة مرکزیة، أبرزها: التراث الدینی بوصفه مخزونا رمزیا وتأویلیا وآلیة سیمیائیة فاعلة داخل النص؛ والتراث الدینی کصیاغة دلالیة ورؤیة منتجة للمعنى. وقد أظهرت نتائج البحث أن المعنى فی الروایة لا یقتصر على البنیة اللفظیة أو الدلالات الظاهرة بل یدخل القارئ فی شبکة من الرموز والمعانی التی تتطلب مشارکة تأویلیة واعیة. کما تکشف الروایة فی ضوء نظریة إیکو، عن بنیة سردیة مرنة تعید توظیف التراث الدینی ضمن منظومة دلالیة حیة منفتحة على التعدد والتفاعل مع التأویلات المختلفة. وتستثمر الکاتبة رموزا دینیة مستمدة من القرآن، والسیرة النبویة، والأسطورة الشعبیة ضمن شبکة سیمیائیة تعبّر عن تحولات الهویة وتمنح النص بُعدا میتافیزیقیا یتجاوز أنماط السرد التقلیدی. یُبرز التداخل بین المقدس والحسی، والطقسی والأسطوری، البُعد الشعائری للنص؛ خاصة فی تصویر مکة التی لا تظهر کمجرد مکان مقدّس بل کفضاء رمزی تتداخل فیه التجربة الذاتیة بالهویة الجماعیة. ومن خلال هذه البنیة تُقدّم الروایة تأویلا للدین باعتباره مجالا دینامیکیا لإنتاج المعنى وإعادة تشکیل العلاقة بین الذات والمقدس فی أفق وجودی.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
سارا حسنی نفطه؛ یخیی معروف
چکیده
ادبیات معاصر جنگ، بهویژه در خاورمیانه، اغلب با روایتهای سنگین و تراژیک شناخته میشود؛ اما حضور کودک در این روایتها لایهای تازه از معنا و نقد اجتماعی به متن میافزاید. در این میان طنز سیاه، با خندهای تلخ، تصویری از رنج، اضطراب و پوچی ناشی از تجربه جنگ و پیامدهای آن ارائه میدهد. این مقاله به شیوهی توصیفی تحلیلی و با تمرکز ...
بیشتر
ادبیات معاصر جنگ، بهویژه در خاورمیانه، اغلب با روایتهای سنگین و تراژیک شناخته میشود؛ اما حضور کودک در این روایتها لایهای تازه از معنا و نقد اجتماعی به متن میافزاید. در این میان طنز سیاه، با خندهای تلخ، تصویری از رنج، اضطراب و پوچی ناشی از تجربه جنگ و پیامدهای آن ارائه میدهد. این مقاله به شیوهی توصیفی تحلیلی و با تمرکز ویژه بر تأثیر جنگ بر کودکان به بررسی طنزتراژدی در بستر نقد اجتماعی در دو داستان منتخب -«جبنه الهولندیه» و «شظایا»- از مجموعه دفتر الحرب نوشته ممدوح حماده نویسنده، محقق و طنزپرداز سوری و گمنام در ایران میپردازد. این نویسنده در این دو داستان با تنیدن طنز و تراژدی در یکدیگر به نحوی خاص تجربه کودکان را در فضایی جنگزده به تصویر میکشد. اهمیت این پژوهش در آن است که ادبیات میتواند با ترکیب تراژدی و طنز، بستری برای فهم عمیقتر پیامدهای انسانی جنگ و هشدار نسبت به شکنندگی نسلهای آینده فراهم آورد. نتایج این بررسی نشان میدهد در «الجبنه الهولندیه»، کودک در میانهی مهاجرت اجباری و سقوط شهر، همچنان دلمشغول پنیر صبحانه است؛ تمنایی ساده که به روایتی طنزآلود و تراژیک از فقر و بیعدالتی اجتماعی بدل میشود و داستان «شظایا» روایتگر کودکانی است که ترکشهای جنگی را به بازی و شرطبندی تبدیل میکنند و مرگ به اسباببازی بدل میشود. همچنین در هر دو داستان، پدیده «کودک جنگ» ابزاری برای نقد اجتماعی است؛ کودک از یکسو قربانی خشونت و محرومیت است و از سوی دیگر، با طنز ناخودآگاه خود، پرده از عادیسازی خشونت و بیمعنایی جنگ برمیدارد.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
بهمن اقازاده؛ عبدالاحد غیبی؛ مهین حاجی زاده؛ حسن اسماعیل زاده
چکیده
نشانهشناسی ادبی به عنوان یکی از شیوههای نقد ادبی به بررسی ساختار دلالتی آثار ادبی میپردازد و با تحلیل جهان درون متن، نقش نشانههای زبانی در ساخت و تولید معنای اثر ادبی را بیان میکند. نظریۀ نشانهشناسی پیرس از روشهای نقدی مناسب برای تحلیل آثار منظوم است که نشانه را به سه بخش بازنمون، موضوع و تفسیر تقسیم میکند. در این نظریه ...
بیشتر
نشانهشناسی ادبی به عنوان یکی از شیوههای نقد ادبی به بررسی ساختار دلالتی آثار ادبی میپردازد و با تحلیل جهان درون متن، نقش نشانههای زبانی در ساخت و تولید معنای اثر ادبی را بیان میکند. نظریۀ نشانهشناسی پیرس از روشهای نقدی مناسب برای تحلیل آثار منظوم است که نشانه را به سه بخش بازنمون، موضوع و تفسیر تقسیم میکند. در این نظریه مفهوم نشانه و شکل نهایی آن از ارتباط این سه جزء با هم تشکیل میشود. در شعر معاصر، شاعر به کمک نشانههای زبانی مضمونهای شعریاش را خلق میکند و به شکلی کنایی و غیرصریح اغراض شعری خود را بیان میدارد. محمد آدم شاعر مصری از شاعران نوگرایی است که مفهوم مرگ در اشعارش بازتاب وسیعی دارد و نشانهها در خلق مضمونهای شعریاش در مورد مرگ نقش مهمی ایفا میکند. مقاله حاضر میکوشد با تأکید بر نظریۀ نشانهشناسی پیرس و همچنین استفاده از مبانی نشانهشناسی رمزگانها، نشانههای مربوط به مفهوم مرگ را در اشعار محمد آدم تحلیل کند و وجوه پنهان متن شعر او را آشکار سازد. دادههای پژوهش حاکی از آن است که آدم از طریق بازنمون و تصاویر شعری و حالات مرئی همچون تصویر سقوط سنگها و عنکبوتهای بزرگ و ... روساخت متن خود را میسازد و به کمک موضوع و با ذکر جزئیات، برخی ویژگیهای مرگ نظیر ترسناک بودن و ناشناخته بودن آن، مفهوم نشانههای مربوط به مرگ را گسترش میدهد و در پایان با کمک تفسیر، مفهوم نشانه را تکمیل میکند و نگرش کلی خود نسبت به مقولۀ مرگ و زندگی را بیان میکند.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
زینب قاسمی اصل؛ حسین الیاسی مفرد
چکیده
خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی تحت تاثیر سیستم باورها و ارزشهای حاکم بر جامعه است. در تعاملات روزمره افراد، علاوه بر دانش زبانی، نحوه نگرش آنها به جهان پیرامون بر کلام آنها تاثیرگذار است؛ به شکلی که زبان را میتوان آینه فرهنگ و گفتمان گوینده دانست. پژوهش حاضر با هدف ترسیم وضعیت زنان در جامعه عمان به تحلیل مکالمات راوی-قهرمانان ...
بیشتر
خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی تحت تاثیر سیستم باورها و ارزشهای حاکم بر جامعه است. در تعاملات روزمره افراد، علاوه بر دانش زبانی، نحوه نگرش آنها به جهان پیرامون بر کلام آنها تاثیرگذار است؛ به شکلی که زبان را میتوان آینه فرهنگ و گفتمان گوینده دانست. پژوهش حاضر با هدف ترسیم وضعیت زنان در جامعه عمان به تحلیل مکالمات راوی-قهرمانان رمان «سیندرلات مسقط» اثر «هدی حمد»(1981م) بر اساس الگوی «دل هایمز» پرداخته است. هایمز با درنظرگرفتن محورهای هشتگانه، شامل موقعیت زمانی و مکانی، شرکتکنندگان، هدف، ترتیب گفتمان، لحن، ابزار گفتمان و نوع گفتمان به مطالعه متن میپردازد. در این الگو تمرکز محقق بیشتر بر تحلیل گفتگوهای موجود در متن است. این تحقیق از آن جهت ضرورت دارد که نتایج آن میتواند در شناخت موقعیت گفتمانی طرفین ارتباط مفید بوده و دیگر پژوهشگران بتوانند از این روش برای تحلیل متن استفاده کنند. مشخص کردن اینکه طرفین ارتباط چه نوع رابطه گفتمانی با هم دارند و نحوه نگرش آنها بر اساس محورهای هشت گانه به موضوع ارتباط، شاخص دیگری از این الگوست که اهمیت پژوهش را افزایش میدهد. بدین منظور همة مکالمات راوی-قهرمانان به عنوان جامعه نمونه انتخاب و طبق محورهای هشتگانه هایمز دستهبندی شد. یافتههای پژوهش نشان داد گفتمان «نابرابری» بر ارتباطات شخصیتهای زن داستان غلبه دارد. سیندرلاها در داستان هدی حمد، از فانتزیهای موجود درباره پریان فاصله زیادی دارند. الگوهای کلام، نوبتگیری مکالمه و لحن غالب بر آنها، فرادستی تاریخی جنس مذکر را مورد تایید قرار داده و امتداد آن را در در جامعه عربی عمان نشان میدهد.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
مهدی برزگر؛ حسن مجیدی؛ حجت اله فسنقری؛ مصطفی مهدوی آرا
چکیده
"ساختگرایی تکوینی" یعنی اثر ادبی محصول ساختار ذهنی افرادی است که نویسنده به آنها تعلق دارد؛ براین اساس میان ساختار محیط اجتماعی و ساختار آثار ادبی همخوانی وجود دارد. وظیفه منتقد اجتماعی کشف رابطة جهان اثر با ساختارهای ذهنی طبقات اجتماعی به منظور فهم بهتر آثار ادبی است. اباظه یکی از نویسندگان متعهد مصر است که هنر داستاننویسی ...
بیشتر
"ساختگرایی تکوینی" یعنی اثر ادبی محصول ساختار ذهنی افرادی است که نویسنده به آنها تعلق دارد؛ براین اساس میان ساختار محیط اجتماعی و ساختار آثار ادبی همخوانی وجود دارد. وظیفه منتقد اجتماعی کشف رابطة جهان اثر با ساختارهای ذهنی طبقات اجتماعی به منظور فهم بهتر آثار ادبی است. اباظه یکی از نویسندگان متعهد مصر است که هنر داستاننویسی را در خدمت پیشرفت جامعه قرار داد. نویسنده در رمان «ثُمَّ تَشرَقُ الشَّمس» از هنر شخصیتپردازی در جهت ارتقای سطح آگاهی طبقاتی و انسجامبخشی به آرمانها، اندیشه و افکار جامعه بهره میبرد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و در پرتو نظریة ساختگرایی گلدمن کوشیدهاست میزان موفقیت اباظه را در خلق رمان به عنوان ساختار معنادار و انسجامبخشی به جهاننگری طبقات اجتماعی جامعة مصر تبیین نماید. ساختارهای معنادار درون متن، درونمایههای تکرار شوندة اجتماعی و نوع دیدگاه طبقاتی نویسنده از مقولة جهاننگری پنهان در اثر ادبی است که نویسنده با هنر شخصیتپردازی و با استفاده از خصوصیات ظاهری، گفتاری، لحن و زبان شخصیتها آن را عیان میسازد. نتایج نشان میدهد که نویسنده با استفاده از هنر داستاننویسی تصویری از واقعیتها، اندیشهها و ارزشهای جامعه ترسیم میکند و در دنیای خیالیِ رمان، بدانها انسجام میبخشد. تنوع آوایی و انعکاس صداهای گوناگون از زبان شخصیتهای اصلی و فرعی و تناظر میان پیرنگ و شخصیتهای داستانی با ساختارهای محیطی جلوة هنری اثر ادبی است که جهاننگری و آگاهی طبقاتی جامعة مصر را ترسیم مینماید.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
معصومه نعمتی قزوینی؛ الهام وطن خواهان اصفهانی
چکیده
گسترش مهاجرت و پیدایش استعمار به ظهور حوزههای جدیدی در مطالعات ادبی منجر شد که به «ادبیات مهاجرت» و «ادبیات پسااستعماری» معروف است. در این دست مطالعات، معمولاً به بحرانهای هویتی ناشی از این پدیدههای یادشده و تبعات آن پرداخته میشود. هومی بابا، یکی از نظریهپردازان برجست در این حوزه است. وی در مطالعات خود از مفاهیمی ...
بیشتر
گسترش مهاجرت و پیدایش استعمار به ظهور حوزههای جدیدی در مطالعات ادبی منجر شد که به «ادبیات مهاجرت» و «ادبیات پسااستعماری» معروف است. در این دست مطالعات، معمولاً به بحرانهای هویتی ناشی از این پدیدههای یادشده و تبعات آن پرداخته میشود. هومی بابا، یکی از نظریهپردازان برجست در این حوزه است. وی در مطالعات خود از مفاهیمی مانند آمیختگی، تزلزل و فضای سوم استفاده کرد. از نظر وی، فضای سوم به فضایی متزلزل میان مهاجر و میزبان گفته میشود که تعاملات میان این دو اتفاق میافتد، در این فضا هویت مهاجر همواره در نبرد دائمی میان دو فرهنگ بهسر میبرد اما غلبة یکی بر دیگری محال است. این فرایند که ارتباط مستقیمی با «دیگریسازی» دارد، همواره مهاجر را در مرز میان دو فرهنگ نگاه میدارد. مقالة حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نقد فرهنگی به بررسی رمان «النبیذه» پرداخته است. رمان النبیذه اثر انعام کجهجی روایت سه مهاجر با نامهای تاجالملوک، ودیان و منصور البادی است که وقایع رخ داده در قرن بیستم زندگی آنان را تحت تأثیر قرار داده و آنان را به مهاجرت وادار ساخته است. این رمان افزونبر بازنمایی ویژگیهای هویتی مهاجر در مرز میان فرهنگ سرزمین مادری و فرهنگ میزبان، فضایی را پدید میآورد که فضای سوم در میان دو مهاجر نیز حاکم شود. در این فضا سوژهها تا سرحد آمیختگی به یکدیگر نزدیک میشوند اما یگانگی آنها به سبب هویت متزلزلی که دارند محقق نمیشود. در نتیجه، براساس یافتههای این مقاله، با بهوجود آمدن فضای سوم، امتزاج دو مهاجر نیز غیرممکن است.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
علی صیادانی؛ یزدان حیدرپور مرند
چکیده
ساختارهای گفتمان مدار با یک تعبیر کلی متشکل از عناصر و نشانههای معنایی است. این نشانههای معنایی با مجموعۀ تلفیقی از کنشهای رفتاری و وجوه تعاملی مفهوم خود را بازمییابند. چنین بستری مفهوم ترکیببندی چندوجهی را در جریانهای گفتمانی نشان میدهد که بهصورت ابتکاری توسط گونترکرس مطرح گردید. کرس واکاوی دقیق جریانهای گفتمانی ...
بیشتر
ساختارهای گفتمان مدار با یک تعبیر کلی متشکل از عناصر و نشانههای معنایی است. این نشانههای معنایی با مجموعۀ تلفیقی از کنشهای رفتاری و وجوه تعاملی مفهوم خود را بازمییابند. چنین بستری مفهوم ترکیببندی چندوجهی را در جریانهای گفتمانی نشان میدهد که بهصورت ابتکاری توسط گونترکرس مطرح گردید. کرس واکاوی دقیق جریانهای گفتمانی را منوط به بررسی ویژۀ سه عنصر فرانقشی (بازنمودی، تعاملی و ترکیبی) میداند. به باور او در فرانقش بازنمودی گفته پرداز عناصر روایی از الگوهای مادی، ذهنی و رفتاری را مدنظر قرار میدهد. وجوه تعاملی از قالبهای کارکردی سخن سویۀ دیگری از تحلیل جریان ارتباطی را نمایان میکند. نمود ترکیبی، حالت تلفیقی عناصر روایی را با وجوه تعاملی فراهم میکند. در پژوهش حاضر پژوهشگران با مدنظر قرار دادن رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد تلفیق تطبیقی عناصر فرانقشی در فضای گفتمانی میان عاملان کنش و متأثر از وجوه قدرت در ایدئولوژی آن عاملان در رمان حُجرة از أمل ناصر الفاران (2021) دارد. رمان حاضر به جهت شاکلۀ ارتباطی و فضای اجتماعی میان عاملان زبانی قابلیت تطبیق و بررسی بر اساس عناصر فرانقشی بازنمودی، تعاملی و ترکیبی کرس را دارد. با ارزیابی عناصر مزبور از محتوای گفتمانی رمان حُجرة چنین برداشت میشود که تعاملات فردی در چارچوب روایی گفتمان مطابق با فرایندهای رفتاری و احساسی در قالب گروههای کارکردی سخن نمایان میشود و ارائه اطلاعات نشانگر حاکمیت وجوه تعاملی از انواع مختلف (پرسشی، قضاوتی، پیشنهادی و ...) در مجموعۀ رفتارهای عاملان زبان است.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
زینه عرفت پور
چکیده
یوسف السباعی (1917-1978) یکی از داستان نویسان معاصر مصری است. او در داستانها و رمانهای خود، معضلات جامعۀ مصر را ترسیمکردهاست. از آنجا که السباعی در رمان أرض النفاق معضلات و مفاسد اخلاقی- اجتماعی جامعۀ خود را در ژانر فانتزی ازرهگذر یک قهرمان پروبلماتیک بهخوبی بهتصویرکشیدهاست؛ لذا بر آن شدیم که با روش توصیفی- تحلیلی، این ...
بیشتر
یوسف السباعی (1917-1978) یکی از داستان نویسان معاصر مصری است. او در داستانها و رمانهای خود، معضلات جامعۀ مصر را ترسیمکردهاست. از آنجا که السباعی در رمان أرض النفاق معضلات و مفاسد اخلاقی- اجتماعی جامعۀ خود را در ژانر فانتزی ازرهگذر یک قهرمان پروبلماتیک بهخوبی بهتصویرکشیدهاست؛ لذا بر آن شدیم که با روش توصیفی- تحلیلی، این قهرمان را براساس رویکرد جامعهشناختی لوسین گلدمن مورد واکاوی قراردهیم. نتیجۀ این پژوهش بیانگر ایناست که نویسنده خود بهعنوان یک شخصیت مسئلهمندی که در جامعۀ تباه خود برای احیای ارزشها و فضایل اخلاقی راهی نمییابد، از میان قشر متوسط جامعه، در بستری مشابه بستر جامعۀ خود، قهرمانی مثبت میآفریند که دچار نارضایتی درونی و اشتیاقِ عاطفی به-دستیابیِ مستقیم بهارزشهای کیفی فرافردی است؛ لذا مشکلات اجتماعی و راذیل اخلاقی بهویژه نفاق و ریاکاری را در طبقات مختلف جامعۀ ارزشباختۀ خود رصدمینماید و بهشکل تنزلیافتهای یعنی با مصرف اکسیرهای اخلاق با مسائل حل-نشدنی جامعه مقابله میکند، ولی با تمام تلاشهایش در جهت اصلاح این جامعۀ دچار شئوارگی، با شکست مواجه میشود و از جامعه طردمیشود؛ از اینرو ناچار-میشود بهشکل تنزلیافتهای، راهی غیر معمول برای این معضل بیابد و اکسیر اخلاق را در رود نیل میریزد تا آحاد افراد جامعه از آن بنوشند و از هرگونه نفاق و تزویر و دروغ و فریبکاری رهایییابند و مردم آسوده و راحت زندگیکنند.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
صدیقه زودرنج؛ آتوسا کرمی
چکیده
نشانهشناسی اجتماعی یکی از زیرشاخههای علم نشانهشناسی است که هدف آن کشف معانی پنهان در متن است. پییر گیرو از نظریهپردازان علم نشانهشناسی است که نشانههای اجتماعی را به دو گروه نشانههای هویت و آداب معاشرت تقسیم کردهاست. از آنجا که رمانهای اجتماعی ارتباط تنگاتنگی با جامعه دارند، دربرگیرندۀ نشانههای فراوانی هستند. ...
بیشتر
نشانهشناسی اجتماعی یکی از زیرشاخههای علم نشانهشناسی است که هدف آن کشف معانی پنهان در متن است. پییر گیرو از نظریهپردازان علم نشانهشناسی است که نشانههای اجتماعی را به دو گروه نشانههای هویت و آداب معاشرت تقسیم کردهاست. از آنجا که رمانهای اجتماعی ارتباط تنگاتنگی با جامعه دارند، دربرگیرندۀ نشانههای فراوانی هستند. رمان دفاترالوراق بیانگر بیعدالتی در جامعه اردن است و درد و رنج مظلومانی را به تصویر میکشد که مورد ستم افراد با نفوذ قرار گرفتهاند. نویسنده با خلق این اثر میخواهد فقر و فساد و بیکاری را که درد مشترک جهان سوم است، به تصویر درآورد. هدف از این پژوهش، تبیین نشانههای اجتماعی در رمان دفاتر الوراق اثر جلال برجس براساس نظریۀ نشانهشناسی اجتماعی پییر گیرو با روش توصیفی-تحلیلی است. نتایج بهدست آمده نشان میدهد: نویسنده در ترسیم مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعۀ اردن، از هر دو گروه نشانههای هویت و آداب معاشرت بهره بردهاست. در این میان، برخی نشانههای هویت از جمله: پوشاک، خوراک، شغل و برخی نشانههای آداب معاشرت از جمله لحن کلام، در ترسیم نابرابریهای جامعۀ نویسنده مؤثرتر عمل کردهاند. در نشانههایی مانند مکان، شغل، نشانههای غیر کلامی و لحن کلام برجس توانستهاست میان این نشانهها و جایگاه اقتصادی و اجتماعی شخصیتها هماهنگی برقرار نموده و تأثیر متقابل این دو بر یکدیگر را نشاندهد.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
فریبرز حسین جانزاده؛ افسانه هادیزاده؛ محمد شایگان مهر
چکیده
یکی از شاخه های نقد متون ادبی ، نقد ساختارگرا است که در آن به کشف ساختارها و روابط میان اجزاء و قوانین پرداخته می شود. «رولان بارت» (1915-1980) یکی از پایه گذاران مکتب ساختارگرا است که شیوه ای برای تحلیل متن ارائه داده است به نام «رمزگان پنج گانه» که به کشف لایه های کنشی ، معمایی، ضمنی، فرهنگی و نمادین متن می پردازد. پژوهش حاضر می ...
بیشتر
یکی از شاخه های نقد متون ادبی ، نقد ساختارگرا است که در آن به کشف ساختارها و روابط میان اجزاء و قوانین پرداخته می شود. «رولان بارت» (1915-1980) یکی از پایه گذاران مکتب ساختارگرا است که شیوه ای برای تحلیل متن ارائه داده است به نام «رمزگان پنج گانه» که به کشف لایه های کنشی ، معمایی، ضمنی، فرهنگی و نمادین متن می پردازد. پژوهش حاضر می کوشد بر پایۀ روش توصیفی - تحلیلی ، ساختار رمان «برید اللیل» نوشته هدی برکات را با تکیه بر این نظریه مورد بررسی قرار می دهد. از مهمترین نتایج به دست آمده از این تحلیل، تبیین نوع استفاده نویسنده از خرده روایت ها در قالب نامه نگاری، برای شخصیت پردازی و مفهوم سازی مسائل اجتماعی مانند پدیده جنگ و پناهندگی است و به فقدان الگوهای کارآمد در سطح خانواده و اجتماع نیز اشاره دارد و هم چنین طرح واره های اطاعت و محرومیت که منجر به ایجاد لایه های نامتعادل شخصیتی در قهرمان داستان شده است را نیز می توان دید و مشخص شد که در داستان اول از رمان برید اللیل نویسنده گاهی با بهره گیری از ضرب المثل ها و یا بعضی اعتقادات مذهبی و تکه کلام ها به تقویت مفاهیم تعلیمی خود پرداخته است.