زهرا هاشمی تزنگی؛ محمد جواد پورعابد(حصاوی)
چکیده
نقد کهنالگویی از نظریههای مدرن نقد ادبی است. این نظریه بر اساس نظریههای یونگ و آرای وی در نقد روانکاوی بنا گردیده است که در آن ضمن کشف حقیقت کهنالگوها و عناصر تکراری در ادبیات یا یک متن ادبی به طور خاص، چگونگی جذب آنها توسط ذهن نویسنده یا شاعر نشان داده میشود. رمان "رقصة الجدیلة والنهر" که به شیوۀ سیلان ذهن روایت شده است، اولین ...
بیشتر
نقد کهنالگویی از نظریههای مدرن نقد ادبی است. این نظریه بر اساس نظریههای یونگ و آرای وی در نقد روانکاوی بنا گردیده است که در آن ضمن کشف حقیقت کهنالگوها و عناصر تکراری در ادبیات یا یک متن ادبی به طور خاص، چگونگی جذب آنها توسط ذهن نویسنده یا شاعر نشان داده میشود. رمان "رقصة الجدیلة والنهر" که به شیوۀ سیلان ذهن روایت شده است، اولین رمان عراقی در موضوع داعش است که بر نقش آفرینی زنان در مبارزه با داعش تاکید دارد و بسیار هنرمندانه و به صورتی نمادین و رمزگونه به دردهای جامعۀ برخی کشورهای عربی که با داعش در جنگ بودند، اشاره دارد این پژوهش با بهرهگیری از روش تحلیلی توصیفی تلاش دارد به نقد کهن الگوهای بروز یافته در شخصیت اصلی رمان "رقصة الجدیلة والنهر" و نمادهایی چون درخت و سنبل و کودک که رمز کهن الگوهایی خاص قرار گرفتهاند، بپردازد. نتایج حاکی از آن است که ناخودآگاه ریحانه در پی نبردش با دشمن جنایتکار و پریشان احوالی که در این مسیر در وی به وجود می آید، برخی کهن الگوهایی که در بخش زیرین و ناهشیار وی به عنوان جزئی از کل نهفته است را بروز می دهد. همچنین وفاء قسمت بزرگی از رمان خود را به توصیف و بیان مونولگهای شخصیتها و ویژگیهای روحی آنها و همچنین اشیای موجود در مکان اختصاص داده است و این امر به کشف کهنالگوهای نمادی داستان چون درخت که نماد کهن الگوی مادر است و کودک گنگ که نماد کهن الگوی کودک مقدس است کمک بسیار میکند.
زهرا هاشمی تزنگی؛ علی خضری؛ خداداد بحری
چکیده
نقد و بررسی ساختار شخصیت از نظریههای مدرن نقد ادبی و مبتنی بر مبانی روانشناسی است که توسط فروید بنیانگذاری شد. وی فرایندهای ذهنی هر فرد در مراحل رشد را به سه ساختار شخصیتی نهاد، خود و فراخود تقسیم نمود و آن را شرح و گسترش داد. در پی این دریافت، ناقدان به آثار ادبی نگاه تازهای افکندند و تحلیلگران تلاش کردند به بررسی این سطوح در ...
بیشتر
نقد و بررسی ساختار شخصیت از نظریههای مدرن نقد ادبی و مبتنی بر مبانی روانشناسی است که توسط فروید بنیانگذاری شد. وی فرایندهای ذهنی هر فرد در مراحل رشد را به سه ساختار شخصیتی نهاد، خود و فراخود تقسیم نمود و آن را شرح و گسترش داد. در پی این دریافت، ناقدان به آثار ادبی نگاه تازهای افکندند و تحلیلگران تلاش کردند به بررسی این سطوح در شخصیتهای آثار ادبی بپردازند. پژوهش حاضر به بررسی و بیان تعارضات و کشمکشهای بین این سه ساختار و نمود آن در وجود شخصیت اصلی رمان رقصة الجدیلة والنهر میپردازد. رمان رقصة الجدیلة والنهر رمانی رئالیسمی آمیخته با خیال و از جمله رمانهای وفاء عبدالرزاق شاعر و رماننویس عراقی است که پژوهشگران سعی دارند با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به روانکاوی شخصیت اصلی آن براساس سطوح شخصیت فروید بپردازند. نتایج پژوهش نشان میدهد که "خود" در شخصیت اصلی داستان همواره به سبب تعارضات بین "نهاد" که او را به لذتها دعوت میکند و "فراخود" که او را به جهاد در اره وطن و دفاع از میهن در اضطراب بوده است و این اضطراب را میتوان به وسیلۀ مونولوگها و دیالوگهایی که بین او و دیگران بیان شده است، درک نمود. چنین اضطرابها و استرسهایی فرد را به بهرهگیری از برخی مکانیزمهای دفاعی وا میدارد؛ همانگونه که قهرمان داستان برای دور شدن از این استرس به مکانیزم خیالبافی روی آورده است.