معصومه نعمتی
چکیده
دو مفهوم بنیادی و هویتساز «خود» و «دیگری» یکی از مهمترین زمینههای مطالعات فرهنگی در عصر حاضر است. این قبیل مطالعات با فراهم آوردن زمینۀ مناسب برای شناخت هرچه بیشتر و دقیقتر ملتها از یکدیگر، ضمن افزایش خودباوری و شناخت از خود، میتواند زمینه را برای برقراری تعامل مثبت و سازنده ملتها با یکدیگر نیز مهیا نماید. پژوهشهایی ...
بیشتر
دو مفهوم بنیادی و هویتساز «خود» و «دیگری» یکی از مهمترین زمینههای مطالعات فرهنگی در عصر حاضر است. این قبیل مطالعات با فراهم آوردن زمینۀ مناسب برای شناخت هرچه بیشتر و دقیقتر ملتها از یکدیگر، ضمن افزایش خودباوری و شناخت از خود، میتواند زمینه را برای برقراری تعامل مثبت و سازنده ملتها با یکدیگر نیز مهیا نماید. پژوهشهایی از این دست در حوزۀ ادبیات به دانش تصویرشناسی موسوم است که از اوایل قرن نوزدهم برای نخستین بار در آثار اندیشمندان فرانسوی شکل گرفت. ادبیات سفرنامهای به فراخور ماهیت آن، میتواند یکی از مناسبترین بسترها برای مطالعات از این دست باشد. پژوهش پیش رو، با روش توصیفی-تحلیلی به مطالعه و بررسی سه سفرنامۀ حج معاصر عربی مربوط به سالهای 1349-1359ق یعنی سفرنامۀ شکیب ارسلان، محمد حسین هیکل و محمد لطفی جمعه پرداخته و به این نتیجه رسیده است که مفهوم «خود»، بیشتر در قالب خودِ مسلمان و خودِ عرب؛ و مفهوم دیگری در قالب دیگری غرب، دیگری ترک، دیگری وهابی، دیگری شیعه و دیگری غیر مسلمان نمود یافته است.
زهرا هاشمی تزنگی؛ علی خضری؛ خداداد بحری
چکیده
نقد و بررسی ساختار شخصیت از نظریههای مدرن نقد ادبی و مبتنی بر مبانی روانشناسی است که توسط فروید بنیانگذاری شد. وی فرایندهای ذهنی هر فرد در مراحل رشد را به سه ساختار شخصیتی نهاد، خود و فراخود تقسیم نمود و آن را شرح و گسترش داد. در پی این دریافت، ناقدان به آثار ادبی نگاه تازهای افکندند و تحلیلگران تلاش کردند به بررسی این سطوح در ...
بیشتر
نقد و بررسی ساختار شخصیت از نظریههای مدرن نقد ادبی و مبتنی بر مبانی روانشناسی است که توسط فروید بنیانگذاری شد. وی فرایندهای ذهنی هر فرد در مراحل رشد را به سه ساختار شخصیتی نهاد، خود و فراخود تقسیم نمود و آن را شرح و گسترش داد. در پی این دریافت، ناقدان به آثار ادبی نگاه تازهای افکندند و تحلیلگران تلاش کردند به بررسی این سطوح در شخصیتهای آثار ادبی بپردازند. پژوهش حاضر به بررسی و بیان تعارضات و کشمکشهای بین این سه ساختار و نمود آن در وجود شخصیت اصلی رمان رقصة الجدیلة والنهر میپردازد. رمان رقصة الجدیلة والنهر رمانی رئالیسمی آمیخته با خیال و از جمله رمانهای وفاء عبدالرزاق شاعر و رماننویس عراقی است که پژوهشگران سعی دارند با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به روانکاوی شخصیت اصلی آن براساس سطوح شخصیت فروید بپردازند. نتایج پژوهش نشان میدهد که "خود" در شخصیت اصلی داستان همواره به سبب تعارضات بین "نهاد" که او را به لذتها دعوت میکند و "فراخود" که او را به جهاد در اره وطن و دفاع از میهن در اضطراب بوده است و این اضطراب را میتوان به وسیلۀ مونولوگها و دیالوگهایی که بین او و دیگران بیان شده است، درک نمود. چنین اضطرابها و استرسهایی فرد را به بهرهگیری از برخی مکانیزمهای دفاعی وا میدارد؛ همانگونه که قهرمان داستان برای دور شدن از این استرس به مکانیزم خیالبافی روی آورده است.