نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
عادل آزاددل؛ زینب برزگرماهر؛ جواد گرجامی
چکیده
نقد روانشناختی متن، رویکردی نوین در نقد ادبی است که با تکیه بر نظریات معتبر روانشناسی، ابعاد روانی آثار ادبی را بررسی میکند. یکی از نظریات برجسته در این زمینه، نظریۀ هرم نیازهای اساسی آبراهام مزلو، روانشناس انسانگرا است که وجه مشخص آن، تأمین مرحلهای ِنیازهای نوع آدمی جهت دستیابی به خودشکوفایی است. علی بدر نویسندۀ عراقی، رمان ...
بیشتر
نقد روانشناختی متن، رویکردی نوین در نقد ادبی است که با تکیه بر نظریات معتبر روانشناسی، ابعاد روانی آثار ادبی را بررسی میکند. یکی از نظریات برجسته در این زمینه، نظریۀ هرم نیازهای اساسی آبراهام مزلو، روانشناس انسانگرا است که وجه مشخص آن، تأمین مرحلهای ِنیازهای نوع آدمی جهت دستیابی به خودشکوفایی است. علی بدر نویسندۀ عراقی، رمان « لاترکضی وراء الذئاب یا عزیزتی» را با تمرکز بر وضعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روشنفکران سیاسی عراق که به آدیسآبابا پایتخت کشور اتیوپی گریخته و مهاجرت کردهاند به نگارش در آورده و در این میان کنشهای روانی اشخاص داستانی را نیز با مهارت روایتگری خاصی به تصویر میکشد. پژوهش حاضر به شیوۀ توصیفی -تحلیلی و با بهرهگیری از آرای مزلو دربارۀ نیازهای اساسی انسان، امیال، خواستهها و نیازهای روانی قهرمان رمان را مورد کندوکاو قرار میدهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد مطابق با طبقات ابتدایی هرم مزلو، رمان در فصول آغازین، نیازهای زیستی، امنیت و تعلقات عاطفی را منعکس ساختهاست. مسئلۀ پذیرش اجتماعی و تحقق خویشتن متناسب با طبقۀ چهارم و پنجم از هرم مزلو، بیشترین فراوانی را در پردازش شخصیت اصلی رمان دارد. همچنین شخص اولِ "رمان لاترکضی وراءالذئاب" از انگیزش نوعB برخوردار است
فواد عبدالله زاده؛ طاهره میرزاده
دوره 9، شماره 29 ، آبان 1396، ، صفحه 129-146
چکیده
تحلیل فراگفتمان نوعی تحلیل زبانشناسی است که خواننده را به فراسوی متن میکشاند و بین خواننده و نویسنده ارتباطی مشارکتآمیز ایجاد میکند. در همین زمینه کِن هایلند با ارائۀ الگوی نظری فراگفتمان، دامنۀ وسیعی را در شناخت بهتر ارتباط مشارکتی بین نوع نگرش خواننده و نویسندۀ متن بیان کرده است. در چارچوب نظری وی، نویسنده از ابزارهای مختلف ...
بیشتر
تحلیل فراگفتمان نوعی تحلیل زبانشناسی است که خواننده را به فراسوی متن میکشاند و بین خواننده و نویسنده ارتباطی مشارکتآمیز ایجاد میکند. در همین زمینه کِن هایلند با ارائۀ الگوی نظری فراگفتمان، دامنۀ وسیعی را در شناخت بهتر ارتباط مشارکتی بین نوع نگرش خواننده و نویسندۀ متن بیان کرده است. در چارچوب نظری وی، نویسنده از ابزارهای مختلف فراگفتمانی نظیر نگرشنماهای مثبت و منفی (صفاتی نظیر شیوا و ضعیف)، تردیدنماها (کلماتی مانند شاید) و یقیننماها (قیدهایی مانند حتما) برای بیان ارزشهای یک پدیده، میزان تردید و قطعیت در خصوص یک گذاره استفاده کرده است. بررسی کتابهای نقدی براساس این الگو، معیاری برای تبیین شیوۀ نگرش ناقدان است. پژوهش حاضر در صدد است با روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای الگوی فراگفتمانی هایلند به بررسی مقولههای زبانی- بلاغی کتاب «فی الأدب العباسی، الرؤیة والفنّ» اثر عزالدین اسماعیل بپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از درصد بالای مقولههای زبانی در کتاب به ترتیب زیر دارد ؛ استنادها 451 و گذارهها 335، ابهامزداها 324، خوداظهاره جمع 269 و راهنمایی خواننده در متن 246 مورد. این ارزیابی زبانی بر این امر دلالت دارد که نویسنده متن را به مثابه کنشی اجتماعی می داند و سعی در مشارکت دادن خواننده را دارد.
تورج زینی وند؛ پروانه ستایش نیا
دوره 3، شماره 6 ، اسفند 1390، ، صفحه 74-105
چکیده
سرزمین های عربی در دورهی انحطاط، زیر سلطهی حاکمان تاتاری و ترک بوده و ویژگی بارز این حکومتها در ستم و بیداد،آزار و اذیت، دسیسه و آشوب خلاصه می شده است. جامعه درچنین اوضاعی، پیوستگی و استواری خود را از دست داده بود و هر لحظه رو به فروپاشی پیش می رفته است. افزون بر این، عصبیّت های قومی و رقابت های سیاسی - دینی بار دیگر ...
بیشتر
سرزمین های عربی در دورهی انحطاط، زیر سلطهی حاکمان تاتاری و ترک بوده و ویژگی بارز این حکومتها در ستم و بیداد،آزار و اذیت، دسیسه و آشوب خلاصه می شده است. جامعه درچنین اوضاعی، پیوستگی و استواری خود را از دست داده بود و هر لحظه رو به فروپاشی پیش می رفته است. افزون بر این، عصبیّت های قومی و رقابت های سیاسی - دینی بار دیگر اوج گرفته بود و نوشتههای ادیبان، رو به سستی نهاده و سروده های شاعران سست و بی مایه شده بود. این ناتوانی ادبی و نابسامانی اجتماعی و اقتصادی، نتیجه ی اوضاع سیاسی- اجتماعی آن روزگار بوده است که مغولان، ترکان و مملوکیان برای سرزمین های عربی بهارمغان آورده بودند. یافته و فرضیهی اساسی این جستار که در چارچوب های نقد جامعه شناختی ادبی نگاشته شده است، چنین است که شعر دوره ی انحطاط، یکی از منابع راستین شناخت اوضاع اجتماعی آن دوره به شمار می آید. در این پژوهش، براساس معیارهای جامعه شناختی ادبی، بهبررسی، تحلیل و بازتاب موضوعهای اجتماعی همچون: رخدادهایاجتماعی، وضعیّت طبقات اجتماعی، نقد و شکایت از اوضاع جامعه،گرایش تودههای مردم به ادبیات، فقر و اوضاع نامناسب اقتصادی، اخلاق اجتماعی، مالیاتهای سنگین، حسرت و اندوه بر اوضاعگذشته، بادهنوشی و بادهسرایی، گرایش به زهد و تصوّف و توسّل به پیامبر(ص) در شعر شاعران برجستهای همچون: بوصیری، الشاب الظریف، بهاءالدین الزهیر، ابن نباته، صفی الدین حلّی و ......... پرداخته شده است. محورهای اساسی این پژوهش عبارتند از: الف)پیشگفتاری درباره ی جامعه شناختی ادبی و اوضاع اجتماعی عصر انحطاط. ب)پردازش و تحلیل موضوع های اجتماعی در شعر این دوره بر اساس معیارهای جامعه شناختی ادبی.