مرتضی زارع برمی؛ فاطمه کاظمی
چکیده
جریان سیال ذهن، شیوة خاصی از روایت داستان است که براساس شگردهای متنوع روایی، پرشهای زمانی پیدرپی، درهم ریختگی دستوری، تبعیت از زمان ذهنی شخصیتهای داستان و همچنین با نوعی شعرگونگی در زبان شکل میگیرد. در این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی بارزترین مبانی جریان سیال ذهن در رمان «السقوط فی الشمس» یعنی طرح داستان، شگردهای روایی، ...
بیشتر
جریان سیال ذهن، شیوة خاصی از روایت داستان است که براساس شگردهای متنوع روایی، پرشهای زمانی پیدرپی، درهم ریختگی دستوری، تبعیت از زمان ذهنی شخصیتهای داستان و همچنین با نوعی شعرگونگی در زبان شکل میگیرد. در این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی بارزترین مبانی جریان سیال ذهن در رمان «السقوط فی الشمس» یعنی طرح داستان، شگردهای روایی، زمان و همچنین شعرگونگی را به بحث گذاردهایم. «السقوط فی الشمس»، ماهیتی اجتماعی و عاشقانه دارد و مبتنی بر فلسفة عشق، ایثار و انتظار است. یافتههای پژوهش نشان میدهد، شعلان با یک تغییر کیفی در کانون روایت که اغلب مردانه است، به زن فرصت میدهد تا خودش دربارة ناامیدیها، ناکامیها و زیانهای زنانهاش سخن بگوید. شعلان این فرآیند را با دو شگرد تکگویی درونی مستقیم و خودگویی به اجرا میگذارد تا خواننده بتواند بدون دخالت وی در جریان افکار و احساسات آرتمیس، شخصیت اصلی رمان، قرار بگیرد. کانون روایت نیز دائما بین زمان عینی و ذهنی و میان لایههای مرتبط با هریک از این دو جابهجا میشود تا پدیدة پرشهای زمانی در رمان شکل بگیرد که دستآوردش، تکاپوی خواننده برای کشف حقیقت است و سرانجام شعرگونگی اتفاق میافتد تا زبان رمان در چندمعناییهای بیان ادبی پیچیده شود. انجام این پژوهش ضروری است، زیرا توجه به الگوهای جدید در رماننویسی و میزان تأثیر این الگوها در توسعه و تحول رمان عربی نیاز به بحث و بررسی دارد.
فرهاد رجبی؛ امیر فرهنگدوست
دوره 9، شماره 29 ، آبان 1396، ، صفحه 81-104
چکیده
شعر معاصر، برای برقراری ارتباطی مؤثرتر با مخاطب و به منظور تقویت زمینههای انتقال بهتر معنا میکوشد از امکانات موجود در هنرهای جدید، بهرهبرداری کند. از جمله این امکانات، دستاوردها و امکانات هنر سینماست که به طور خاص در شعر فاطمه ناعوت مصری (1952- ) مورد توجه است. او بر آن است تا با بهرهگیری از زبان تصویر و با توجه به اقبال مخاطبان ...
بیشتر
شعر معاصر، برای برقراری ارتباطی مؤثرتر با مخاطب و به منظور تقویت زمینههای انتقال بهتر معنا میکوشد از امکانات موجود در هنرهای جدید، بهرهبرداری کند. از جمله این امکانات، دستاوردها و امکانات هنر سینماست که به طور خاص در شعر فاطمه ناعوت مصری (1952- ) مورد توجه است. او بر آن است تا با بهرهگیری از زبان تصویر و با توجه به اقبال مخاطبان امروزی به هنر سینما از تکنیکهای موفق به کار گرفته شده در این عرصه سود برد؛ لذا ضمن حفظ اصالت زبان شعر، شیوههای روایت سینمایی را انتخاب کرده و علاوه بر آن از تکنیکهایی چون؛ میزانسن، دکوپاژ، تدوین و... استفاده میکند. این نوشته کوشیده است تا از این زاویه به شعر ناعوت نگریسته، موارد و کیفیت بهکارگیری از این دستاوردها را به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار دهد. نتایج به دست آمده نشان میدهد شعر ناعوت در اثر به کارگیری امکانات موجود، ضمن توسعه و تنوع دایره حضور خود، در ایجاد رابطهای مناسبتر با مخاطب نیز توفیق یافته است.
صلاح الدین عبدی؛ زهرا افضلی؛ نسرین عباسی
دوره 7، شماره 24 ، مرداد 1395، ، صفحه 83-59
چکیده
کانون روایت، چشم مشاهده گری است که از منظر آن تمام یا بخشی از متن روایی دیده می شود و به دلیل ارتباط و قرابتی که با صدای راوی دارد، بسیار حائز اهمیت است. بررسی کانون روایت این امکان را به پژوهشگر ادبی می دهد تا از سطح داستانی به لایه های درونی و زیرساخت متن پی ببرد. رمان «الطنطوریة» اثر ماندگار رضوی عاشور، به دلیل ...
بیشتر
کانون روایت، چشم مشاهده گری است که از منظر آن تمام یا بخشی از متن روایی دیده می شود و به دلیل ارتباط و قرابتی که با صدای راوی دارد، بسیار حائز اهمیت است. بررسی کانون روایت این امکان را به پژوهشگر ادبی می دهد تا از سطح داستانی به لایه های درونی و زیرساخت متن پی ببرد. رمان «الطنطوریة» اثر ماندگار رضوی عاشور، به دلیل پیچیدگی و تکنیک های خاص روایی، گزینه ای مناسب برای مطالعات کانونی محسوب می شود. انتخاب کانون گر درونی که دارای دانش همسان با مخاطب است، وجود کانون های متغیر و متعدد از ویژگی بارز رمان است. تنوع صدا در این داستان، آن را به جهان واقعی نزدیک کرده است؛ زیرا دموکراسی حاکم بر آن به شخصیت ها جرأت بیان آزادانة جهان بینی و نگرش خود را می دهد. افزون بر آن روشن شدن جنبه های ادراکی(زمانی- مکانی)، روانشناسی(شناختی- احساسی) و ایدئولوژیک شخصیت های داستان، شعاع اطلاعاتی مخاطب را در مورد نگرش رضوی عاشور افزایش می دهد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی کانون روایت و وجوه مختلف آن، سعی در معرفی مهارت های روایتی رضوی عاشور دارد تا راز ماندگاری و راهکارهای تولید معنا را در نزد وی روشن کند
مریم بخشی؛ علی باقر طاهری نیا
دوره 7، شماره 23 ، اردیبهشت 1395، ، صفحه 39-23
چکیده
زاویه دید نمایش دهنده شیوهای است که نویسنده به کمک آن، مواد داستانی خود را به خواننده ارائه میدهد وارزیابی داستان براساس فهم ونقد آن امکان پذیر است. تنوع در کاربرد صیغههای روایی که ساختار روایی را پربار میکند، در قرآن ودر داستان آدم(ع) به صورت زیبا به کار گرفته شده وجنبه هنری وفکری باهم آمیخته شده وشکل روائی که متناسب با ...
بیشتر
زاویه دید نمایش دهنده شیوهای است که نویسنده به کمک آن، مواد داستانی خود را به خواننده ارائه میدهد وارزیابی داستان براساس فهم ونقد آن امکان پذیر است. تنوع در کاربرد صیغههای روایی که ساختار روایی را پربار میکند، در قرآن ودر داستان آدم(ع) به صورت زیبا به کار گرفته شده وجنبه هنری وفکری باهم آمیخته شده وشکل روائی که متناسب با اندیشه است، ایجاد شده است. در روایت داستان حضرت آدم، شکلهای مختلف هنری استفاده شده؛ از جمله: تغییر روایت از ضمیر اول شخص مفرد به ضمیر سوم شخص مفرد، از صیغه سوم شخص به اول شخص جمع و بالعکس، از دوم شخص مفرد به سوم شخص واز اول شخص جمع به اول شخص مفرد وبالعکس. این تغییرات باعث تشویش در روند داستان نشده وانتقال از زاویه دید اول شخص جمع به سوم شخص فراوانی وتسلط دارد. برخی ازدلالتهای اول شخص جمع در این داستان عبارتند از: اشراف به فضای داستان، نشان دادن واقعی بودن قصه، افزایش قدرت کلام، ارتباط مستقیم با مخاطب و.. ومقصود از اول شخص جمع اول شخص مفرد یعنی پروردگار متعال میباشد.