نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
طاهره جهانتاب؛ احمدرضا حیدریان شهری؛ بهار صدیقی
چکیده
با نزدیک شدن رمانها به دنیای واقعی، زمینۀ روی آوردن روایتها به نظرگاههایی چندگانه فراهم گردید و این امر در قالب مؤلفۀ چندصدایی تجلی یافت. رمان سیدات القمر جوخه الحارثی از جمله این تجربیات ادبیات داستانی است که تعدد صدای راوی و کانونیشدگی، محور اساسی آن قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر نظریۀ روایی ژرار ژنت، ...
بیشتر
با نزدیک شدن رمانها به دنیای واقعی، زمینۀ روی آوردن روایتها به نظرگاههایی چندگانه فراهم گردید و این امر در قالب مؤلفۀ چندصدایی تجلی یافت. رمان سیدات القمر جوخه الحارثی از جمله این تجربیات ادبیات داستانی است که تعدد صدای راوی و کانونیشدگی، محور اساسی آن قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر نظریۀ روایی ژرار ژنت، روایتشناس فرانسوی به بررسی صدای راویان و کانونیشدگی-ها در رمان مذکور بپردازد و کاربست این دو عامل را در متن آن نمایان سازد. انتخاب این موضوع برای نگارندگان این جستار از آن جهت اهمیت داشته که به نظر میرسد از جمله دلایل اصلی مقبولیت جهانی اثر مذکور، بهکارگیری صحیح قابلیتهای روایی و به ویژه دو مؤلفۀ مذکور بوده است. یافتههای این پژوهش که به شیوۀ توصیفی-تحلیلی انجام شده، بدین قرار است: الحارثی با هنرمندی، ترکیبی پویا از انواع راویان و کانونیشدگیها را به کار گرفته تا روایتی چندلایه و چندصدا خلق کند. در این میان راوی دانای کل، کانونیگر درونی و کانونیشدۀ بیرونی بیشترین تکرار را داشتهاند. تغییر مداوم راوی، کانونیگران و کانونیشدگیها خواننده را به سفری اکتشافی برده تا از منظرهای گوناگون به رویدادها و شخصیتها نگاه کند. این تکنیک نه تنها دنیای رمان را به واقعیت نزدیکتر کرده، بلکه تعادلی ظریف بین ارائه اطلاعات جامع و حفظ ابهام برقرار نموده و به خواننده فرصت داده تا با تحلیل رفتار شخصیتها، به درونیاتشان پی ببرد.
محمود آبدانان مهدیزاده؛ سعیده جلالی فرد؛ قدرت قاسمی پور
چکیده
در ادبیات کلاسیک بررسی راوی و کانونشدگی در داستان و رمان بصورت کلی و در زاویه دید خلاصه میشد. اما با ظهور نظریههای جدید زبانشناسی از سوی برخی صاحب نظران بخصوص ژنت، ایندو بصورت دقیقتری مورد بررسی قرار گرفت و از هم مجزا شدند. راوی یعنی کسی که داستان را نقل میکند و کانونگر یعنی کسی که چیزی را مشاهده و سپس مورد توجه قرار میدهد. ...
بیشتر
در ادبیات کلاسیک بررسی راوی و کانونشدگی در داستان و رمان بصورت کلی و در زاویه دید خلاصه میشد. اما با ظهور نظریههای جدید زبانشناسی از سوی برخی صاحب نظران بخصوص ژنت، ایندو بصورت دقیقتری مورد بررسی قرار گرفت و از هم مجزا شدند. راوی یعنی کسی که داستان را نقل میکند و کانونگر یعنی کسی که چیزی را مشاهده و سپس مورد توجه قرار میدهد. هدیه حسین نویسنده عراقی از رمان نویسهای معاصر عراق است که توانسته با نوشتن چندین رمان در زمره رمان نویسان تا حدودی موفق زن عرب قرار بگیرد. از جمله آثار او، رمان فی الطریق الیهم است که با نگاهی فردی-اجتماعی به مسائل جامعه آن روز عراق نوشته شد. راوی اصلی این رمان کودکی شش ساله است که با وجود خردسال بودن، اما از انواع کانونگری و راویتگری مختلف استفاده کرده است؛ همین امر باعث شده تا این رمان برای این پژوهش انتخاب و دو مؤلفه مذکور آن با روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار بگیرد.در این رمان پیوسته با تغییر کانون روایت روبرو هستیم؛ اما با توجه به غلبهی «من اول شخص»، عمدتا کانونساز به صورت درونی نمود مییابد؛ بدین ترتیب راوی صاحب اصلیترین پنجره کانونشدگی است. البته بصورت محدود ایندو از یکدیگر مجزا میشوند و کانونگری از نوع درونی به بیرونی و راوی از درون داستانی به راوی دیگرگوی تبدیل میشود. گاهی نیز بصورت نادر راوی ناشناش-درون داستانی بصورت نامحسوس در هیبت راوی اصلی اما با آگاهی بیشتر و یا در قالب سوم شخصی ناآشنا در داستان حضور پیدا میکند.