نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
زینب قاسمی اصل؛ حسین الیاسی مفرد
چکیده
خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی تحت تاثیر سیستم باورها و ارزشهای حاکم بر جامعه است. در تعاملات روزمره افراد، علاوه بر دانش زبانی، نحوه نگرش آنها به جهان پیرامون بر کلام آنها تاثیرگذار است؛ به شکلی که زبان را میتوان آینه فرهنگ و گفتمان گوینده دانست. پژوهش حاضر با هدف ترسیم وضعیت زنان در جامعه عمان به تحلیل مکالمات راوی-قهرمانان ...
بیشتر
خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی تحت تاثیر سیستم باورها و ارزشهای حاکم بر جامعه است. در تعاملات روزمره افراد، علاوه بر دانش زبانی، نحوه نگرش آنها به جهان پیرامون بر کلام آنها تاثیرگذار است؛ به شکلی که زبان را میتوان آینه فرهنگ و گفتمان گوینده دانست. پژوهش حاضر با هدف ترسیم وضعیت زنان در جامعه عمان به تحلیل مکالمات راوی-قهرمانان رمان «سیندرلات مسقط» اثر «هدی حمد»(1981م) بر اساس الگوی «دل هایمز» پرداخته است. هایمز با درنظرگرفتن محورهای هشتگانه، شامل موقعیت زمانی و مکانی، شرکتکنندگان، هدف، ترتیب گفتمان، لحن، ابزار گفتمان و نوع گفتمان به مطالعه متن میپردازد. در این الگو تمرکز محقق بیشتر بر تحلیل گفتگوهای موجود در متن است. این تحقیق از آن جهت ضرورت دارد که نتایج آن میتواند در شناخت موقعیت گفتمانی طرفین ارتباط مفید بوده و دیگر پژوهشگران بتوانند از این روش برای تحلیل متن استفاده کنند. مشخص کردن اینکه طرفین ارتباط چه نوع رابطه گفتمانی با هم دارند و نحوه نگرش آنها بر اساس محورهای هشت گانه به موضوع ارتباط، شاخص دیگری از این الگوست که اهمیت پژوهش را افزایش میدهد. بدین منظور همة مکالمات راوی-قهرمانان به عنوان جامعه نمونه انتخاب و طبق محورهای هشتگانه هایمز دستهبندی شد. یافتههای پژوهش نشان داد گفتمان «نابرابری» بر ارتباطات شخصیتهای زن داستان غلبه دارد. سیندرلاها در داستان هدی حمد، از فانتزیهای موجود درباره پریان فاصله زیادی دارند. الگوهای کلام، نوبتگیری مکالمه و لحن غالب بر آنها، فرادستی تاریخی جنس مذکر را مورد تایید قرار داده و امتداد آن را در در جامعه عربی عمان نشان میدهد.
حسین الیاسی؛ علی افضلی؛ حمید متولی زاده نائینی
چکیده
یمثّل العنوان الهویة الحقیقیة للنص الشعری الذی یأتی تفسیراً وتمطیطاً للعنوان ودلالاته المختلفة التی یختزلها فی نفسه وفی الحقیقة الإضاءات الدلالیة الأولی تنبعث من عتبة العنوان وتشیع فی هیکلیة النص الشعری ویوجّه العنوان المقروئیة النصیة وفی ضوء هذه الحقیقیة اعتبره محمود عبدالوهاب ثریا النص الشعری لاسهامه الکبیر فی التعبیر عن هویة ...
بیشتر
یمثّل العنوان الهویة الحقیقیة للنص الشعری الذی یأتی تفسیراً وتمطیطاً للعنوان ودلالاته المختلفة التی یختزلها فی نفسه وفی الحقیقة الإضاءات الدلالیة الأولی تنبعث من عتبة العنوان وتشیع فی هیکلیة النص الشعری ویوجّه العنوان المقروئیة النصیة وفی ضوء هذه الحقیقیة اعتبره محمود عبدالوهاب ثریا النص الشعری لاسهامه الکبیر فی التعبیر عن هویة النص الشعری وتدلیل وتوجیه المتلقی عندما یواجه مغالیق النص ومکامنه التی تحول دون الوصول إلی الحقیقة النصیة. یمثّل العنوان عند البعض البؤرة الدلالیة التی تحمل الوظائف المتعدّدة. تحاول هذه الورقة البحثیة عبر الاعتماد علی الرؤیة السیمیائیة معالجة العتبات النصیة وخاصة العنوان الأم فی دیوان "أنا أحزن الماءِ نهراً" لإیهاب ابراهیم الشلبی وینطلق البحث من فرضیة أساسیة مفادها أن الشاعر أدرک دور العنوان فی النص الشعری والعنوان فی شعر هذا الشاعر مرتبط بالنص الشعری ویسیر فی مساره الدلالی. الدال المحوری من منظور سیمیائی فی الخطاب الشعری للشلبی هو الترکیز علی فعل المقاومة وزرع الیقینیة بخروج المحتلّ والعودة إلی الحیاة والبهجة والعناوین فی هذا الدیوان تحوم حول الدال المرکزی والهیکلیة البنیویة تتلاءم مع العنوان الأم والدال المحوری ووفق المنظور السیمیائی نلحظ أن العنوان فی هذا الدیوان یکتظّ بالدلالات الکثیرة التی تتراوح ما بین مجموعة من الدلالات والإشاعة الدلالیة والوظیفة الإبلاغیة من الوظائف المهمة للعنوان ویزخر بالإیحاءات والإشارات المکثّفة التی تبوح بهویة النص الشعری کما یسهم العنوان فی إضاءة النص الشعری فی الترکیز علی حتمیة فعل الخروج والنهوض عبر تجسید الحضور الإیجابی الذی یرفض العیش والکرامة المنهدرة والالتزام الواعی بمعطیات الحضور الحقیقی الذی من شأنه إعادة الأرض إلی هویتها الأصلیة وزمنها الأسطوری
حسین الیاسی؛ علی باقر طاهری نیا؛ عزت ملا ابراهیمی
چکیده
یعدّ الماء عجین الشعر العراقی المعاصر فی استثماره بصورة مکثّفة یطغی علی أرض القصیدة ویتراوح حضور الماء ما بین مجموعة من الموضوعات وموضوع العبور والانتقال هو الموضوع العام الذی احتلَّ حیّزاً کبیراً من الشعر العراقی المعاصر علی مستوی الموضوع. یعدُّ معد الجبوری من الشعراء العراقیین البارزین الذین أکثروا من استخدام الماء فی قصائدهم ...
بیشتر
یعدّ الماء عجین الشعر العراقی المعاصر فی استثماره بصورة مکثّفة یطغی علی أرض القصیدة ویتراوح حضور الماء ما بین مجموعة من الموضوعات وموضوع العبور والانتقال هو الموضوع العام الذی احتلَّ حیّزاً کبیراً من الشعر العراقی المعاصر علی مستوی الموضوع. یعدُّ معد الجبوری من الشعراء العراقیین البارزین الذین أکثروا من استخدام الماء فی قصائدهم وتعدُّ ثیمة العبور هی الخصوصیِّة الشعریِّة التی اتَّسم بها شعر الجبوری. هذا البحث رحلة نقدیِّة فی شعر الجبوری ومحاولة عبر المنهج الوصفی – التحلیلی لدراسة ثیمة العبور وما تمخّض من هذا البحث تشیر إلی أنَّ الشاعر یحاول فی تشکیلاته الشعریّة المائیِّة لتکریس فعل العبور ویتمحور فعل العبور ما بین العبور من الموت إلی الحیاة وعبور منطقة الحزن وتجاوز الواقع العربی المهزوم وبلوغ لحظة الانفتاح ووسیلة العبور والتجاوز هو الموت والفداء فی سبیل الأرض والوطن والعبور من منطقة الجفاف المرتبة بالحالة الثقافیِّة العربیِّة التی تؤسسها منظومات التمنع من التواصل بین الجنسین إلی فضاء النشوة والبهجة المتمثلة فی التواصل بین المرأة والرجل والمعانی الآخری التی نعالجها فی هذا البحث ووسیلته فی هذا المیدان هو الاستعانة الکبیرة بالماء ومعطیاته فی تشکیلاته الشعریِّة وحضور الماء إلی جانب إضفاء الحرکة والدفق إلی المشهد الشعری یزید من طاقاته الإیحائیِّة والدلالیِّة.
حسین الیاسی؛ علی باقر طاهری نیا؛ ابوالحسن امین مقدسی
چکیده
حرکیِّة الدلالة هی من أهم خصائص الشعر العربی المعاصر حیث إنّ الرمز الشعری لا یحمل الدلالة الواحدة المألوفة التی تستأنس وعی المتلقی بل یحمل الدلالات المختلفة المتشظیِّة حسب السیاقات التی یقع فیها ولا یرکن فی تقوقعیِّة الدلالة وهذا هو المراد بحرکیِّة الرمز وتشظی الدلالة وهذه الحرکیِّة أکثر حضوراً وبلورةً فی شعر شعراء ما بعد الستینیات ...
بیشتر
حرکیِّة الدلالة هی من أهم خصائص الشعر العربی المعاصر حیث إنّ الرمز الشعری لا یحمل الدلالة الواحدة المألوفة التی تستأنس وعی المتلقی بل یحمل الدلالات المختلفة المتشظیِّة حسب السیاقات التی یقع فیها ولا یرکن فی تقوقعیِّة الدلالة وهذا هو المراد بحرکیِّة الرمز وتشظی الدلالة وهذه الحرکیِّة أکثر حضوراً وبلورةً فی شعر شعراء ما بعد الستینیات وهی تشکلِّ ثیمة أساسیِّة من ثیمات الشعر المعاصر العربی والشعر العراقی خصوصاً وهی مرتبطة بالإبداع الشعری والانحراف یرتبط بحضور التراث بأنماطه المختلفة فی النص الشعری المعاصر والانحراف فی الحضور هو نزع الدلالات الرئیسة عن الطرف التراثی أو زرع الخلخلة فی الملامح التراثیِّة للتعبیر عن الموقف المعاصر وهذه الخلخلة تشکّل مفارقة فی النص الشعری.إنّ تشظی الدلالة والانحراف فی الحضور من أهم خصائص شعر معد الجبوری.ترحل هذه الدراسة فی عالم معد الجبوری الشعری لدراسة حرکیِّة الرمز وانحراف الحضور فی شعر الشاعر والبحث للقبض علی أهدافه المتوخاة اعتمد علی المنهج الوصفی – التحلیلی وتفیأ ظلال السیمیائیِّة فی تحلیل الاشعار وانتقی رمز النار والریح من بین رموز الشاعر الشعریِّة والقی النظر فی الرموز التراثیِّة والإشارات التراثیِّة التی خرجت عن دلالاتها المألوفة لبیان ما یشعّ عنها من والدلالات وما تمخّضت عن هذا البحث هو أنَّ النار تأرجحت ما بین مجموعة من الدلالات منها الإنبعاث والخصب والنماء والرفض والتقدم الفکری والحریة والمعرفة وجاءت الریح رمزاً للأنظمة الخارجیِّة مرة ورمزاً للقوی الثوریِّة مرة أخری کما زرع الشاعر خلخلة فی ملامح الطرف التراثی لیزید من فاعلیِّة حضوره فی حواریِّة تواصله مع النص الحاضر.
حسین الیاسی؛ علی طاهری نیا
چکیده
تحلیل گران انتقادی، گفتمان را کنشی اجتماعی می دانند که رابطه دیالکتیکی با ساختارهای کلان جامعه دارد و به خلق و بازتولید مناسبات قدرت کمک می کند، از این رو برای تحلیل بهتر متن باید بافت اجتماعی آن نیز مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد و رابطه قدرت و ایدئولوژی در متن تشریح شود. ازمهمترین رویکردهای ارائه شده در تحلیل گفتمان رویکرد نورمن فرکلاف ...
بیشتر
تحلیل گران انتقادی، گفتمان را کنشی اجتماعی می دانند که رابطه دیالکتیکی با ساختارهای کلان جامعه دارد و به خلق و بازتولید مناسبات قدرت کمک می کند، از این رو برای تحلیل بهتر متن باید بافت اجتماعی آن نیز مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد و رابطه قدرت و ایدئولوژی در متن تشریح شود. ازمهمترین رویکردهای ارائه شده در تحلیل گفتمان رویکرد نورمن فرکلاف است که به تحلیل متن در سه سطح توصیف ـ تفسیر ـ و تبیین می پردازد. در این جستار به بررسی و تحلیل گفتمان شعری بشری بستانی در دو قصیده الحرکات و مکابدات لیلی از دیوان البحر یصطاد الضفاف (1988م) بر اساس این رویکرد و به روش توصیفی ـ تحلیلی پرداخته شده است. پژوهش انجام شده نشان می دهد که شاعر در این دو قصیده با استفاده از واژگان استعاری و با بکارگیری تکنیک نقاب و ناسازواری ادبی و به کارگیری بینامتنیت که یک نوع عینیت به متن می بخشد، وبا برخی تصاویر هنری به نقد سلطه حاکم بر عراق پرداخته و این سلطه را به چالش کشیده است و با به تصویر کشیدن اوضاع نابسامان عراق که آن را نتیجه سیاست های ناکارآمد سلطه صدام می داند، سعی در مشروعیت زدایی از آن دارد و مردم را به مقابله با آن دعوت می کند. بشری بستانی در این گفتمان جنگ بین ایران و عراق را محکوم می کند و هم پیمانی صدام با آمریکا را نتیجه ضعف سیاست های وی می داند که نتیجه جز خسران و شکست برای وی نخواهد داشت.