پژوهشهای زبان شناختی در زبان عربی
سمیه حیدری؛ محمدرضا اسلامی؛ علی قهرمانی؛ مهین حاجی زاده
چکیده
بنا بر یافتههای زبانشناسی شناختی، بدن انسان و تجربههای فیزیکی او نقش مهمی در معماری شناختی وی دارد؛ موضوعی که تحت عنوان «شناخت بدنمند» از محوریترین اصول نگرش شناختی به زبان است. یکی از نمودهای این اصل، استفاده از بدن واژهها در توصیف مفاهیم انتزاعی است؛ پدیدهای که در همۀ زبانها یافت میشود و بستری مناسب برای ...
بیشتر
بنا بر یافتههای زبانشناسی شناختی، بدن انسان و تجربههای فیزیکی او نقش مهمی در معماری شناختی وی دارد؛ موضوعی که تحت عنوان «شناخت بدنمند» از محوریترین اصول نگرش شناختی به زبان است. یکی از نمودهای این اصل، استفاده از بدن واژهها در توصیف مفاهیم انتزاعی است؛ پدیدهای که در همۀ زبانها یافت میشود و بستری مناسب برای مطالعه مفهومپردازیهای ذهنی و بهتبع آن فرهنگی هر قومی است. پژوهش حاضر با تکیهبر روش توصیفی- تحلیلی، نام اندام «عین» را به عنوان پربسامدترین اندام واژه در فرهنگ سهجلدی «المعجم الموسوعی للتعبیر الاصطلاحی فی اللغة العربیة» اثر «محمد محمد داود» مورد واکاوی قرار داده است تا مشخص نماید عربزبانان چگونه و در مفهومسازی چه حوزههایی از آن استفاده کردهاند؟ بررسی دادهها حاکی از آن است که نام اندام «عین» در این زبان ابزاری شناختی است که مفهوم پرداز حوزههای مقصد متعددی است که بیشتر آنها حوزههای انتزاعی هستند و با حوزههای مقصد متداولی که «کووچش» (1946) معرفی کرده است همخوانی دارند؛ «حالتها و کنشهای روانشناختی و ذهنی»، «تجربهها» و «فرآیندهای اجتماعی» ازجملۀ آنهاست که در این میان، بسامد «حوزههای عملکردهای روانشناختی و ذهنی» قابل تأمل است. تحلیل شناختی این اصطلاحات با سازوکارهای شناختیِِ استعارۀ مفهومی، مجاز مفهومی و دانش متعارف قابل انطباق است که نگاشتهای استعاری «چشم، ظرف است»، «چشم، انسان است» و مجاز «ابزار به جای کنش»، از بیشترین فراوانی برخوردار است.
سولماز پرشور؛ مهین حاجی زاده؛ عبدالاحد غیبی؛ حمید ولی زاده
چکیده
تحلیل گفتمان مجموعهای از رویکردهای میانرشتهای است که در قلمروهای مختلف ادبی و غیر ادبی مورد استفاده قرار میگیرد. میشل فوکو پسامدرن فرانسوی نقش بنیادی در تکوین تحلیل گفتمان بهعهده دارد. نگرش او به گفتمان، بسیار متفاوت از نگرشهای رایج به گفتمان در زبان-شناسی است. فوکو نه تنها گفتمان را بزرگتر از زبان به حساب میآورد؛ بلکه ...
بیشتر
تحلیل گفتمان مجموعهای از رویکردهای میانرشتهای است که در قلمروهای مختلف ادبی و غیر ادبی مورد استفاده قرار میگیرد. میشل فوکو پسامدرن فرانسوی نقش بنیادی در تکوین تحلیل گفتمان بهعهده دارد. نگرش او به گفتمان، بسیار متفاوت از نگرشهای رایج به گفتمان در زبان-شناسی است. فوکو نه تنها گفتمان را بزرگتر از زبان به حساب میآورد؛ بلکه تحت تأثیر نیچه، قدرت را علتالعلل همة امور میداند و بر این باور است که قدرت تنها از بالا به پایین اعمال نمی-شود بلکه قدرت در هر لایه و سطحی از جامعه نفوذ کرده است. جستار حاضر در صدد است تا با رویکرد توصیفی-تحلیلی گفتمانهایی که در رمان "وطن من زجاج"، قدرت از طریق آنها اعمال میشود را مشخص و به عکسالعملی که از سوی مفعولان قدرت در مقابل فاعلان قدرت انجامشده است بپردازد. نتایج پژوهش نشان میدهد؛ گفتمانهای مختلفی از جمله گفتمان قدرت استعمارگر، گفتمان جبهة آزادیبخش ملی، گفتمان قدرت در خانواده، گفتمان جنسیت، گفتمان فرادستان و گفتمان فرهنگ بیگانه در این رمان حضور دارند و هر یک از این گفتمانها به نوعی در ساختارهای قدرت و ساختار فرهنگی جامعه نقش ایفا میکنند.
فاطمه تنها؛ مهین حاجی زاده؛ ابوالحسن امین مقدسی؛ عبدالاحد غیبی
چکیده
رهیافت نشانهشناسی مایکل ریفاتر متکی بر ساختارگرایی و واکنش خواننده است و در پی بررسی ارجاع نشانهها به یکدیگر در درونِ متن برای ایجاد شبکهای بههم پیوسته از نشانهها است. اساس این نظریه کشف شبکه معنایی شعر بر پایه تفسیر بر اساس توانش ادبی خواننده است و میکوشد خاستگاه متن را از طریق عبور از خوانش اکتشافی به خوانش پسکنشانه ...
بیشتر
رهیافت نشانهشناسی مایکل ریفاتر متکی بر ساختارگرایی و واکنش خواننده است و در پی بررسی ارجاع نشانهها به یکدیگر در درونِ متن برای ایجاد شبکهای بههم پیوسته از نشانهها است. اساس این نظریه کشف شبکه معنایی شعر بر پایه تفسیر بر اساس توانش ادبی خواننده است و میکوشد خاستگاه متن را از طریق عبور از خوانش اکتشافی به خوانش پسکنشانه کشف نماید. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی در صدد تحلیل و بررسی فرآیندهای نشانهپردازی قصیده «رحلة ثانیة لجلجامش» جواد الحطاب بر اساس نظریه ریفاتر برای دریافت لایههای پنهان متن است. سه انباشت جستجو و حرکت، ویرانی و نابودی، و غربت و هجران معنابنهای اصلی قصیده را تشکیل میدهد و چهار منظومۀ توصیفی فقر و بدبختی، مرگ و ایستایی، تاریکی و اختناق و دست یافتن به رستاخیزی و بیداری بیانگر فضای فکری حاکم بر قصیده است. هیپوگرامهای قصیده نیز بر محور ظلم و استکبار، اختناق و عدم آزادی بیان و اندیشه، سایه افکندن ناامیدی بر جامعه و تلاش برای رستاخیز و انقلاب میچرخد و ماتریس ساختاری قصیده با دغدغه و نگرانی شاعر آغاز میشود و با جستجوی هادی و منجی ادامه یافته به ناامیدی و مرگ کشیده شده و در نهایت به رستاخیزی، نوزایی و امید منتهی میشود.
مهین حاجی زاده؛ صدیقه حسینی
چکیده
ژرار ژنت با بررسی ساختار روایت، آن را به عنوان یک گفتمان در علم روایت شناسی معرفی میکند. در این گفتمان، زمان، وجه و لحن نقش اساسی در تبیین رابطة بین روایت و داستان را بر عهده دارند. فاصله به عنوان تابعی از وجه، نسبت نشان دادن به گفتن را آشکار مینماید و نمایانگر فاصلة بین دو سطح داستان و روایت است، چرا که داستان نقل رخدادها است درحالی ...
بیشتر
ژرار ژنت با بررسی ساختار روایت، آن را به عنوان یک گفتمان در علم روایت شناسی معرفی میکند. در این گفتمان، زمان، وجه و لحن نقش اساسی در تبیین رابطة بین روایت و داستان را بر عهده دارند. فاصله به عنوان تابعی از وجه، نسبت نشان دادن به گفتن را آشکار مینماید و نمایانگر فاصلة بین دو سطح داستان و روایت است، چرا که داستان نقل رخدادها است درحالی که روایت به نحوة بیان رخدادها اهتمام میورزد. رمان "فرانکشتاین فی بغداد" احمد سعداوی از طریق شکل روایت و گفتار در صدد کاهش مسافت بین روایت و داستان بر میآید پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل مواردی میپردازد که فاصلة بین روایت و داستان را تحت تأثیر قرار میدهد. استفاده از توصیف و نمایش و بهرهمندی متن از گفتار مستقیم و غیر مستقیم آزاد منجر به کاهش فاصله بین روایت و داستان میگردد و همین امر مانع از انفعال مخاطب در مقابل متن میشود. این رمان که یکی از رمانهای مطرح جهان عرب است، از طریق گفتار درونی شخصیتها که گفتار غیر مستقیم آزاد میباشد و نیز ازطریق حرکت عمودی در رمان، باعث ایجاد عمق در شخصیتها و روند رمان میگردد و فاصلة بین روایت و داستان را تحت تأثیر قرار میدهد.
مهین حاجی زاده؛ مهناز خازیر
دوره 9، شماره 29 ، آبان 1396، ، صفحه 49-79
چکیده
پستمدرنیسم یکی از جنبشهای تأثیرگذار چند دهۀ اخیر است و فصل جدیدی در تاریخ تمدن غرب به شمار میرود. این جنبش نه تنها بر عرصههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی تأثیر گذاشت، بلکه به حوزۀ ادبیّات و به طور خاص به حوزه داستان نویسی نیز راه یافت و ساختار و محتوای رمان را دچار تغییر و تحول کرد. نظریهپردازان تناقض، عدم قطعیّت، فقدان قاعده، ...
بیشتر
پستمدرنیسم یکی از جنبشهای تأثیرگذار چند دهۀ اخیر است و فصل جدیدی در تاریخ تمدن غرب به شمار میرود. این جنبش نه تنها بر عرصههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی تأثیر گذاشت، بلکه به حوزۀ ادبیّات و به طور خاص به حوزه داستان نویسی نیز راه یافت و ساختار و محتوای رمان را دچار تغییر و تحول کرد. نظریهپردازان تناقض، عدم قطعیّت، فقدان قاعده، زیادهروی، اتصال کوتاه، زمانپریشی، از همگسیختگی، تداعی نامنسجم اندیشه، پارانویا، تکنیک داستان در داستان و التقاط ژانرهای ادبی را ویژگی ادبیّات داستانی پست مدرن برمیشمرند. رمان «مملکة الغرباء» اثر إلیاس خوری، رماننویس لبنانی، بر اساس انگارههای پستمدرنیستی به نگارش درآمده است. وی با برگزیدن قالب پستمدرن برای بیان اندیشه و جهانبینی خود، به خوبی آوارگی و سرگشتگی انسان در گسترۀ جنگ و تبعات آن را به تصویر میکشد. پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده در صدد است که رمان «مملکة الغرباء» را بر اساس مؤلفههای پست مدرنیستی تحلیل نماید و از آنجا که خط فاصل مدرنیسم از پستمدرنیسم دشوار است، لذا جهت نمایان کردن ظهور پست مدرنیسم در این رمان، ابتدا برخی از مهمترین شاخصههای مدرنیستی رمان تحلیل و سپس بارزترین مؤلفههای پست-مدرنیستی آن استخراج و مورد ارزیابی قرار میگیرد. دستاورد کلی پژوهش مبین آن است که کاربست پستمدرنیسم در این رمان کاملاً محسوس است؛ بنابراین میتوان اذعان داشت که خوری از نویسندگان الگوپرداز و مقلّد صرف نیست بلکه در مسیر داستان نویسی خود همواره در حال اتخاذ سبکهای نوین داستاننویسی است و در ادبیّات عرب جزء نویسندگان پیشرو در ادبیّات پست مدرن ..
مهین حاجی زاده؛ رعنا نصیرپور
دوره 6، شماره 17 ، آبان 1393، ، صفحه 61-32
مهین حاجی زاده؛ علی فضا مرادی
دوره 2، شماره 3 ، خرداد 1390، ، صفحه 45-72
چکیده
غربتگزینی یا اغتراب در معنای عام کلمه، پدیدهای است که سـابقهای به قدمت زندگی بشری داشته و همـواره یکی از دغدغههای زندگی بشری بوده است؛ زیرا چه بسیار افرادی که از اجتماعات انسانی گریزان بوده و یا از نحوهی عملکرد حاکمان خود، تنفر داشتهاند که در هر دو صورت زمینهی پیدایش این پدیده در میان افراد بشری فراهم گردیده است. سابقهی ...
بیشتر
غربتگزینی یا اغتراب در معنای عام کلمه، پدیدهای است که سـابقهای به قدمت زندگی بشری داشته و همـواره یکی از دغدغههای زندگی بشری بوده است؛ زیرا چه بسیار افرادی که از اجتماعات انسانی گریزان بوده و یا از نحوهی عملکرد حاکمان خود، تنفر داشتهاند که در هر دو صورت زمینهی پیدایش این پدیده در میان افراد بشری فراهم گردیده است. سابقهی این امر نیز در معنای خاص، یعنی غربتگزینی ادبی که مدّ نظر این مقاله است، به دورهی ادبیات جاهلی بر میگردد. پس از آن در دورههای ادبی متأخر نیز بحث غربت-گزینی، مورد توجه شعرا بوده و در اشعار آنان نمود داشته است. مصـداق بارزتر این موضوع را میتوان در ادبیات معاصر عربی مشاهده نمود؛ زیرا اسباب و عللی از جمله عوامل سیاسی و اقتصادی و نیز شرایط موجود دورهی معاصر، باعث تشدید این پدیده در ادب معاصر گردیده است. مقالهی حـاضر، موضوع غربتگزینی در شعـر بدر شـاکر السیاب، شاعر معاصر عراقی را بررسی کرده و ضمن بیان انواع اغتراب در شعر ایشان، به عوامل پیدایش این انواع نیز اشاره میکند. بدیهی است که شرایط روحی و جسمی شاعر و دیگر شرایط موجود زمانی و مکانی از جمله عوامل پیدایش این غربت گزینیها نزد شاعر می باشد.