پژوهشهای زبانشناسی کاربردی در حوزه زبان عربی
رضا درویش زاده؛ علی اکبر احمدی چناری؛ عبدالباسط عرب یوسف آبادی
چکیده
امروزه به دلیل تعاملات فرهنگی و جابجاییهای گسترده، عنصر مکان همانند زمان از عنصری ایستا و راکد در داستانهای قدیمی، به عنصری سیال از حیث معنا و دلالت تبدیل شدهاست. در رمانهایی که موضوع آنها مهاجرت است این سیالیت نمود بیشتری دارد؛ زیرا در آنها زمینة تقابل فرهنگی و در نتیجه تکثر معنا بیشتر از سایر رمانها فراهم است. «الحب ...
بیشتر
امروزه به دلیل تعاملات فرهنگی و جابجاییهای گسترده، عنصر مکان همانند زمان از عنصری ایستا و راکد در داستانهای قدیمی، به عنصری سیال از حیث معنا و دلالت تبدیل شدهاست. در رمانهایی که موضوع آنها مهاجرت است این سیالیت نمود بیشتری دارد؛ زیرا در آنها زمینة تقابل فرهنگی و در نتیجه تکثر معنا بیشتر از سایر رمانها فراهم است. «الحب فی المنفی» رمان مشهور بهاء طاهر داستانپرداز مصری، از جمله آثار روایی است که مکان از عناصر مهم آن در دریافت خواننده از طرح کلی داستان بهشمار میآید. ارتباطات بینافرهنگی در این اثر سبب شده مکان به رمزگانی فرهنگی با دلالتهای ژرف و پیچیده مبدل شود. در جستار حاضر تلاش میشود با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر دستاوردهای مطالعات فرهنگی، دلالتهای مکان در اثر فوق کشف گردد. یافتهها نشان میدهد کنفرانسی بینالمللی در این رمان به عنوان مکان مرکزی ترسیم شده که کانون تقابل گفتمانها و فرهنگ-هاست و همة رخدادها بر محور آن پردارزش میشود. همچنین هر مکان بر مبنای مناسبات فرهنگی حاکم بر آن دارای دلالتی است که مقولههایی مانند هویت ایدئولوژی و الگوهای فکری و فرهنگی شخصیتها در درک آن نقش مهمی دارد.
پژوهشهای زبان شناختی در زبان عربی
عبدالباسط عرب یوسف آبادی
چکیده
از منظر زبانشناسی شناختی، نظامِ مفهومی که انسان بر اساس آن فکر میکند و سخن میگوید ماهیتی مبتنی بر استعاره دارد؛ بنابراین استعاره بخش مهمی از زبان را تشکیل میدهد و میتواند یکی از راههای شناخت ساختار روانی افراد جامعه و مفاهیم ذهنی آنها باشد. بهتبع آن، استعارة برگرفته از فناوری نیز میتواند بیانکنندة ساختار روانی گویشوران ...
بیشتر
از منظر زبانشناسی شناختی، نظامِ مفهومی که انسان بر اساس آن فکر میکند و سخن میگوید ماهیتی مبتنی بر استعاره دارد؛ بنابراین استعاره بخش مهمی از زبان را تشکیل میدهد و میتواند یکی از راههای شناخت ساختار روانی افراد جامعه و مفاهیم ذهنی آنها باشد. بهتبع آن، استعارة برگرفته از فناوری نیز میتواند بیانکنندة ساختار روانی گویشوران زبان و مفاهیم ذهنی آنها دربارة نحوة مواجهة انسان با فناوری و چگونگی تعامل این دو با هم باشد. در این پژوهش تلاش شده با تکیهبر روش توصیفی-تحلیلی، استعارة مفهومی «انسان، فناوری است» در زبان محاورة عربی بررسی شود. نتایج نشان میدهد در زبان محاورة عربی یک مدل شناختی-آرمانی از ارتباط انسان و فناوری وجود دارد که در آن، قلمرو منبع شامل عناصری همچون «ماشین»، «تلفن همراه»، «رایانه»، «اینترنت» و «صنعت» است و «انسان» بهعنوان قلمرو هدف، نقطة ثقل این مدلِ شناختی است. بنابراین استعارة مفهومی «انسان، فناوری است» با تمامی اجزایش، بهطور ناخودآگاه در زبان محاورة عربی برانگیختهشده و نگاشت استعاری میان قلمرو منبع و هدف را پدید میآورد. نگاشتی که بر مبنای آن مفاهیم انتزاعی با زبانی ساده و ملموس بیان میشود و بهنوعی تداعیگر استیلای فناوری بر ذهن و زبان انسان و ناتوانی او در برابر فناوری است.
فاطمه پیری؛ علی اکبر احمدی چناری؛ عبدالباسط عرب یوسف آبادی
چکیده
امروزه ارتباط عمیق متن ادبی با دیگر متون، زمینۀ مناسبی را برای پیگیری مطالعات میانمتنی فراهم کردهاست. ژرار ژنت با ارائة نظریة ترامتنیت بر این باور است که برخی از متون، با بهرهگیری آگاهانه از مضمون و سبک متون پیشین ، شبکۀ پیچیدة روابط ترامتنی را به وجود میآورد. اثر "عذابات المتنبی فی صحبة کمال أبودیب" از کمال ابودیب بهعلت خلق ...
بیشتر
امروزه ارتباط عمیق متن ادبی با دیگر متون، زمینۀ مناسبی را برای پیگیری مطالعات میانمتنی فراهم کردهاست. ژرار ژنت با ارائة نظریة ترامتنیت بر این باور است که برخی از متون، با بهرهگیری آگاهانه از مضمون و سبک متون پیشین ، شبکۀ پیچیدة روابط ترامتنی را به وجود میآورد. اثر "عذابات المتنبی فی صحبة کمال أبودیب" از کمال ابودیب بهعلت خلق عوالم خیالپردازانة رخدادهای غیرواقعی با رخدادهای واقعی زندگی متنبی، نمونهای درخورتوجه از متونی است که از بطن آثار پیشین، زاده شدهاست. در پژوهش حاضر تلاش بر آن است با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، روابط ترامتنی متن حاضر با متون متعدد پیشین بررسی شود. نتایج نشان میدهد که بیشترین بسامد روابط ترامتنی این اثر به رابطة بیشمتنی و پیرامتنی اختصاص دارد. بر این اساس ابودیب با دستمایه قراردادن حوادث زندگی متنبی و خلجانات درونی او، مخاطب را به دانش پیشزمینهای گستردهای فرامیخواند که با تغییر حجم و محتوای متون پیشین و کوتاه و بلندکردن دامنة زمانی آنها (بیشمتنیت) و با پیوند آستانههای اثر با تصاویر، نقاشی و اشکال هندسی خیالپردازانه (پیرامتنیت) قصد متزلزلساختن شخصیتها و رخدادهای تثبیتشدة تاریخی دوران متنبی را دارد.
علی اصغر حبیبی؛ عبدالباسط عرب یوسف آبادی؛ مژگان بیات کشکولی
چکیده
داستانهای مصوّر کودکانه باید بهگونهای طراحی شود که بهصورت توأمان کودک را با دو رسانة زبانی و دیداری آشنا نموده و چرخش ناگهانی تمرکز وی از متن به تصویر و بالعکس، کودک را در درک اطلاعات داستان و تعامل اثربخش دچار نارسایی ننماید. پری نودلمن از نظریهپردازان این حوزه معتقد است که رسایی ارتباط تصویر و متن در صورتی است که هر دو، با ...
بیشتر
داستانهای مصوّر کودکانه باید بهگونهای طراحی شود که بهصورت توأمان کودک را با دو رسانة زبانی و دیداری آشنا نموده و چرخش ناگهانی تمرکز وی از متن به تصویر و بالعکس، کودک را در درک اطلاعات داستان و تعامل اثربخش دچار نارسایی ننماید. پری نودلمن از نظریهپردازان این حوزه معتقد است که رسایی ارتباط تصویر و متن در صورتی است که هر دو، با شاخصههایی خاص یا با یکدیگر همسو باشند و یا همدیگر را توسعه دهند؛ در غیر این صورت، ارتباط تصویر و متن، ارتباطی نارساست. وی در راستای فراهمآوردن بستری مناسب برای تعامل کودک با متن، شاخصههای معینی را در نقد رسایی و نارسایی تصویر و متن معرفی میکند. در پژوهش حاضر تلاش بر آن است با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی چند داستان کودکانة منتخب از محمد العبد بر اساس این شاخصهها مورد ارزیابی و نقد قرار گیرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد در این داستانها رسایی ارتباط تصویر و متن از بسامد بالایی (%94) برخوردار است. همچنین شاخصة توسعهگرایی تصویر و متن سهم بسزایی (%61) در رسایی این ارتباط دارد. بر این اساس داستاننویس و تصویرگر نسبت به دنیای کودک و علایق و خواستههای او آگاهی داشته و با ایجاد پیوندی ژرف میان تصویر و متن داستانها و درک درست اطلاعات داستان توسط کودک، موجبات تعامل کودک با تصویر و متن را فراهم آوردند.
عبدالباسط عرب یوسف آبادی
چکیده
ارزیابی سطوح گوناگون گفتمان، امکان دستیابی به برداشتی جدید از آن را فراهم مینماید و تعاملات زبان با ساختارهای ایدئولوژیک را کشف میکند. از آنجاکه مهمترین شرط بازتولید هویت ملی دسترسی به گفتمانهایی است که باعث هژمونی هویت میگردد؛ بنابراین سرود ملی هر کشور میتواند نقش مهمی در شناخت این مهم داشتهباشد. وندایک که ایدئولوژی ...
بیشتر
ارزیابی سطوح گوناگون گفتمان، امکان دستیابی به برداشتی جدید از آن را فراهم مینماید و تعاملات زبان با ساختارهای ایدئولوژیک را کشف میکند. از آنجاکه مهمترین شرط بازتولید هویت ملی دسترسی به گفتمانهایی است که باعث هژمونی هویت میگردد؛ بنابراین سرود ملی هر کشور میتواند نقش مهمی در شناخت این مهم داشتهباشد. وندایک که ایدئولوژی را بنیانی برای بازنماییهایِ اجتماعیِ مشترک میداند، مدلی را برای تحلیل انتقادی گفتمان ارائه نمود که میتواند چارچوبی مناسب برای بررسی بازتولید هویت در سرود ملی هر کشور باشد. هدف از پژوهش حاضر کشف مؤلفههای گفتمانمدار سرودهای ملی کشورهای عربی حوزة شام (لبنان، اردن، سوریه، فلسطین و عراق) است که منجر به ارائة هویت ملی در زبان میشود. بنابراین با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی این نتایج بهدست آمد که برجستهسازی نکات مثبت خود و حاشیهرانی نکات منفیِ خود، مجموعا 78% از نظام گفتمانی سرودهای موردبحث را بهخود اختصاص دادهاست. همچنین سطح معنی و ساخت گزارهای برجستهترین سطح گفتمانی این سرودهاست. این امر نشانگر مهارت تولیدکنندة گفتمان سرودها در استفاده از توانمندی زبان برای برجستهسازی قطبِ خود است و چیرگی در این فن به سلامت ذوق و مهارت وی اشاره دارد.
عبدالباسط عرب یوسف آبادی؛ اویس محمدی؛ مژگان بیات
چکیده
زبان که اصلیترین ابزار انتقال پیام است، باید بهگونهای بهکار رود که با آن، اعتبار اجتماعی پیامرسان و پیامگیر محفوظ گردد. در اینصورت، پیام از حد مطلوبی از ادبمندی برخوردار میگردد. بنابر نظریة ادبمندی، در یک ارتباط گفتاری، پیامرسان میتواند از استراتژی مستقیم و یا غیرمستقیم، استفاده کند؛ اما سخنی به وضعیت ادبمندی ...
بیشتر
زبان که اصلیترین ابزار انتقال پیام است، باید بهگونهای بهکار رود که با آن، اعتبار اجتماعی پیامرسان و پیامگیر محفوظ گردد. در اینصورت، پیام از حد مطلوبی از ادبمندی برخوردار میگردد. بنابر نظریة ادبمندی، در یک ارتباط گفتاری، پیامرسان میتواند از استراتژی مستقیم و یا غیرمستقیم، استفاده کند؛ اما سخنی به وضعیت ادبمندی نزدیکتر است که در آن بیشتر از استراتژیِ غیرمستقیم استفاده شود. ادبیات کودک که هدف آموزش کودک را بر عهده دارد، باید در انتقال پیام به مخاطب (کودک)، به ساختارهای ادبمندِ زبان بسیار نزدیک باشد. لازمة این امر، آگاهی خالقِ اثر از استراتژیهای بیان است. جُستار حاضر با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی بهدنبال کشف میزان ادبمندی در داستانهای کودکانة عربی است. بههمین منظور، گفتگوهای شخصیتها در داستانهای کودکانة شادی فقیه (1966م)، داستاننویس معاصر مصر، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان از آن دارد که از مجموع 353 گفتگویی که از زبان شخصیتهای داستان روایت میشود، استراتژی غیرمستقیم در بالاترین میزان (75%) و استراتژی مستقیم در پایینترین میزان (25%) است. این میزان کارکرد نشانگر آن است که تمامی داستانها از حد بسیار مطلوبی از ادبمندی برخوردار است؛ لذا نویسنده در آموزش زبانی ادبمند به کودک موفق عمل کرده است.
عبدالباسط عرب یوسف آبادی؛ طاهره میرزاده
دوره 8، شماره 26 ، اسفند 1395، ، صفحه 101-73
چکیده
هر متن به شرطی در بازتولید سلطه و اقتدار در جامعه نقش ایفا میکند که بتواند به گفتمانهایی دسترسی یابد که سلطة حاکمان سیاسی را در افکار عمومی مشروعیت میبخشد. نظریة تحلیل انتقادی گفتمان لاکلا و موف یکی از رویکردهای تحلیل گفتمان است که بهمنظور نشاندادن چگونگی شکلگیری گفتمانهای قدرت، لایههای پنهان زبان را در متون شفاهی و ...
بیشتر
هر متن به شرطی در بازتولید سلطه و اقتدار در جامعه نقش ایفا میکند که بتواند به گفتمانهایی دسترسی یابد که سلطة حاکمان سیاسی را در افکار عمومی مشروعیت میبخشد. نظریة تحلیل انتقادی گفتمان لاکلا و موف یکی از رویکردهای تحلیل گفتمان است که بهمنظور نشاندادن چگونگی شکلگیری گفتمانهای قدرت، لایههای پنهان زبان را در متون شفاهی و کتبی میکاود و نقش قدرت را در بازتولید روابط سلطه نشان میدهد. نامة محمد بن عبدالله (100-145ق) پیشوای حزب شیعه و منصور عباسی (95-158ق) پیشوای عباسیان، از جمله آثاری است که میتوان با تحلیل مکاتبات سیاسی آن، به اوضاع سیاسی و مناسبات قدرت دورة عباسی پی برد. پژوهش حاضر در تلاش است با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به الگوی تحلیل انتقادی لاکلا و موف، گفتمان این دو نامه را تحلیل کند. نتایج حاکی از آن است که هر دو گفتمان به یک منبع قدرت مرتبط هستند؛ لذا هیچکدام خنثی و بیطرف نبوده و در موقعیتی خاص تولید شدهاند. همچنین ادعاهای دو رهبر بر پایة دال مرکزیِ «رهبری امت اسلامی» بنا نهاده شده است؛ لذا هر دو نویسنده با کاربرد دالهای شناور، سعی کردند دال مرکزی خویش را تبیین نمایند و در عرصة رقابت از تکنیک «انسداد»، «تضاد»، «غیریت» و «ساختارشکنی» بهره گیرند، با این تفاوت که منصور که از قدرت پشتگفتمان قابل توجهی برخوردار بود، در «برجستهسازی»، «حاشیهرانی» و«ساختارشکنی» دال مرکزی رقیب قویتر عمل کرده است.