پژوهشهای زبان شناختی در زبان عربی
احد شیرزادی؛ ناصر زارع
چکیده
قصیدۀ «جداریه» محمود درویش، اثری برجسته در ادبیات مقاومت فلسطین، با بهرهگیری از طرحوارههای تصویری، در چارچوب نظریۀ معنیشناسی شناختی لیکاف و جانسون، مفاهیم عمیقی چون هویّت، مقاومت و مرگ را بازنمایی میکند. این پژوهش با پرسش اصلی «چگونه طرحوارههای تصویری در قصیدۀ جداریه، برای بازنمایی هویّت فلسطینی، مقاومت و تأمّل در مرگ ...
بیشتر
قصیدۀ «جداریه» محمود درویش، اثری برجسته در ادبیات مقاومت فلسطین، با بهرهگیری از طرحوارههای تصویری، در چارچوب نظریۀ معنیشناسی شناختی لیکاف و جانسون، مفاهیم عمیقی چون هویّت، مقاومت و مرگ را بازنمایی میکند. این پژوهش با پرسش اصلی «چگونه طرحوارههای تصویری در قصیدۀ جداریه، برای بازنمایی هویّت فلسطینی، مقاومت و تأمّل در مرگ به کار رفتهاند؟» به تحلیل این اثر میپردازد. هدف پژوهش، شناسایی و تبیین طرحوارههای تصویری برای درک چگونگی بازنمایی تجارب فلسطینی و انسانی در این شعر است. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است که با تمرکز بر طرحوارهها و تصاویر ذهنی، متن شعر را در چارچوب معنیشناسی شناختی بررسی میکند. مهمترین یافتههای پژوهش نشان میدهند قصیدۀ «جداریه» محمود درویش با استفاده از طرحوارههای تصویری، تجربیات فردی شاعر از مرگ و تبعید را به نمادهای جمعی مقاومت فلسطینی تبدیل میکند. طرحوارههای حجمی، مفاهیمی چون هویت و فقدان را بهصورت ظرف و مظروف بازنمایی میکنند. طرحوارههای حرکتی، تحول و سفر درونی به سوی امید و ابدیت را نشان میدهند. طرحوارههای قدرتی، محاصره و سرکوب را بهعنوان موانع و تلاش برای رهایی بازتاب میدهند.
نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
عذرا دریس؛ ناصر زارع؛ خداداد بحری؛ سید حیدر فرع شیرازی
چکیده
حظیت اللغة باهتمام کثیر من جانب اللغویین والباحثین ولا سیّما اللسانیین منهم، فظهرت نظریات عدیدة تناولتها بشتّى أنواعها ومن تلک النظریات هی نظریة التواصل اللغوی أو اللسانی لرومان جاکبسون. طرح رومان جاکبسون النظریة التواصلیة على أساس وظائف اللغة الستّ؛ وهی الوظائف الّتی لا یتحقق الحدث الکلامی إلّا بواسطتها. وتُعَدُّ النصوص الشعریة ...
بیشتر
حظیت اللغة باهتمام کثیر من جانب اللغویین والباحثین ولا سیّما اللسانیین منهم، فظهرت نظریات عدیدة تناولتها بشتّى أنواعها ومن تلک النظریات هی نظریة التواصل اللغوی أو اللسانی لرومان جاکبسون. طرح رومان جاکبسون النظریة التواصلیة على أساس وظائف اللغة الستّ؛ وهی الوظائف الّتی لا یتحقق الحدث الکلامی إلّا بواسطتها. وتُعَدُّ النصوص الشعریة من الأجناس الأدبیة المقترنة بالتواصل اللغوی؛ لأنّها أداة التواصل ما بین الشاعر والمتلقّی. تسعى هذه الدّراسة إلى تناول نظریة التواصل اللغوی فی شعر الشاعر العمانی طلال الصلتی معتمدةً على المنهج الوصفی-التحلیلی. ولقد تطرّقت الدّراسة إلى وظائف اللغة الستّ فی شعر الشاعر وهی: الوظیفة الانفعالیة والوظیفة الانتباهیة والوظیفة الإفهامیة والوظیفة المرجعیة والوظیفة المیتالسانیة أو ما وراء اللغة والوظیفة الشعریة. وفی النهایة توصّلت إلى بعض النتائج منها: اختار الشاعر فی الوظیفة الإفهامیة الألفاظ المتداولة وتجنّب التعقید، وتجلّت الوظیفة الانتباهیة فی النصوص التی استهدفت التأثیر فی الرّب سبحانه وتعالى وفی حبیبة الشاعر، فلم یبثّ الشاعر رسائله للقارئ فقط. وجاءت نصوصه المؤدیة للوظیفة المرجعیة کتقاریر واضحة لتبیین هواجسه للمتلقّی.
هدیه قاسمی فرد؛ ناصر زارع
چکیده
هوش معنوی شکلی از هوش است که مفاهیم معنویت و هوش را درون سازة جدید، ترکیب کرده و کاربرد منطقی مهارتهای معنوی را جهت جستوجوی مسائل معنادار و ارزشی در اختیار بشریت قرار داده است. این هوش که اساس ارزشها، باورها و اعمال انسان است، او را قادر میسازد تا با تمرکز بر مسائل هستیشناسانه رشد و تعالی را در لابهلای واقعیتهای زندگی بجوید. ...
بیشتر
هوش معنوی شکلی از هوش است که مفاهیم معنویت و هوش را درون سازة جدید، ترکیب کرده و کاربرد منطقی مهارتهای معنوی را جهت جستوجوی مسائل معنادار و ارزشی در اختیار بشریت قرار داده است. این هوش که اساس ارزشها، باورها و اعمال انسان است، او را قادر میسازد تا با تمرکز بر مسائل هستیشناسانه رشد و تعالی را در لابهلای واقعیتهای زندگی بجوید. رابرت ایمونز2 (1958) استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا که پیوند مؤلفههای این هوش با مسائل دینی و اخلاقی در اندیشهاش بارز است، از اندیشمندان این نظریة جدید است. از آنجا که اشعار فاروق شویخ (1976) شاعر معاصر لبنانی سراسرْ عرفان و بازتابی از حقایق اسلامی و انسانی است، کارکردها و اهداف به کارگیری مؤلفههای این هوش در اشعار این شاعر در چارچوب اندیشههای ایمونز موضوع این پژوهش قرار گرفت. از دستاوردهای این پژوهش که بر روش توصیفی- تحلیلی استوار است، میتوان به این موارد اشاره کرد که گرچه شویخ از هوش معنوی در اشعارش نامی نبرده اما از آن جهت که اشعارش از لحاظ بُعد عقیدتی و شناختی، بُعد عاطفی و احساسی و بُعد ارادی بسیار منعطف است؛ لذا این فرضیه را که شویخ ناخودآگاه در اشعارش از جلوههای این هوش بهره برده قوت میبخشد. با واکاوی اشعار شاعر که منطبق با آموزههای اسلام و قرآن بوده و نگاهی جستجوگر به منظور حل مسائل انسانشناسانه دارد، میتوان چنین استنباط کرد که شویخ ناخودآگاه از سازوکارهای هوش معنوی در اشعارش به جهت تعالی خویش و حل مسائل هستیشناسانه و کیفیت ارتباط با خدا و انسان بهره برده است.
زهره بهروزی؛ ناصر زارع
چکیده
قدرت و ایدئولوژی دو مفهوم کلیدی در رویکرد گفتمان انتقادی هستند که با هدف حفظ یا تغییر روابط اجتماعی به کلام معنا میبخشند. ایدئولوژی به مثابۀ مجموعهای از باورها است که نقش تعیین کنندهای در مناسبات قدرت دارد و از منظر گفتمان انتقادی، ابزار برقراری روابط نابرابر قدرت در جامعه است و به آن مشروعیت میبخشد. سودمندی بررسی مناسبات قدرت ...
بیشتر
قدرت و ایدئولوژی دو مفهوم کلیدی در رویکرد گفتمان انتقادی هستند که با هدف حفظ یا تغییر روابط اجتماعی به کلام معنا میبخشند. ایدئولوژی به مثابۀ مجموعهای از باورها است که نقش تعیین کنندهای در مناسبات قدرت دارد و از منظر گفتمان انتقادی، ابزار برقراری روابط نابرابر قدرت در جامعه است و به آن مشروعیت میبخشد. سودمندی بررسی مناسبات قدرت و ایدئولوزی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی در این است که تحلیلگر تلاش میکند تا سازوکار نابرابری اجتماعی نهفته در لایههای زیرین گفتمان را کشف کند. رمان «بیروت 75» نوشتۀ غادة السمان نمونۀ یک رمان با لایههای فراوانی است که نویسنده فاصلۀ طبقاتی، توزیع ناعادلانۀ قدرت و ایدئولوژی اقتدارطلب را به انتقاد میگیرد. هدف از این پژوهش، بررسی عدم توازن قدرت در بافتهای موقعیتی و واکاوی ایدئولوژی نهفته در گفتمان است. نتایج نشان می دهد که برخی از ویژگیهای زبانی مانند واژگان، قیدهای حالت، زمان، و تشبیه نقش مؤثری در برجستهسازی نابرابری توزیع قدرت و تثبیت تقابل طرفین گفتمان دارد. گفتمان دو بافت موقعیتی دارد که از لحاظ سطح طبقه اجتماعی، فرهنگی، و نوع جهانبینی متفاوت هستند، گفتمان با تکیه بر ایدئولوژی اقتدارطلب روابط اجتماعی را با هدف رسیدن به منفعت شخصی و با شعار خدمت در مقابل خدمت پایهگذاری میکند؛ از سوی دیگر ایدئولوژی و ارزشهای آزادیخواهانه سنتهای پوچ و جامعۀ زنستیز را نمایش میدهد و بیانگر تلاشی نافرجام برای آزادی است که در چارچوب ثروت، شهرت، و قدرت تعریف میشود. این تقابل، نابرابری قدرت، و تبعیض جنسیتی، از بیروت سرزمینی خشن میسازد که در کلام شخصیتها انعکاس مییابد.
کریم امیری؛ محمد جواد پورعابد(حصاوی)؛ ناصر زارع؛ سید حیدر فرع شیرازی
چکیده
عمل الروائی العراقی، سعد محمد رحیم، فی هذا النصّ على ما یسمّى بالتراجیکومیدیا لیسرد حیاة شخصیّة مثقّفة قادتها ملابسات ما عاشته من آلام نتیجة تعرّضها لشتّى أنواع التعذیب والعنف من قبل أزلام السلطة الفاشیة، لتتحوّل أو تدّعی فیما بعد الجنون لتحظى بفسحة للعیش؛ فکان هناک جانبان فی حیاتها یعملان على إضاءة النص السردی؛ جانب جدّی وآخر ...
بیشتر
عمل الروائی العراقی، سعد محمد رحیم، فی هذا النصّ على ما یسمّى بالتراجیکومیدیا لیسرد حیاة شخصیّة مثقّفة قادتها ملابسات ما عاشته من آلام نتیجة تعرّضها لشتّى أنواع التعذیب والعنف من قبل أزلام السلطة الفاشیة، لتتحوّل أو تدّعی فیما بعد الجنون لتحظى بفسحة للعیش؛ فکان هناک جانبان فی حیاتها یعملان على إضاءة النص السردی؛ جانب جدّی وآخر هزلی ساخر.ترکّز الدراسة فی مسارها على الشخصیة المحوریة مستقصیة حضورها فی أنواع الأمکنة حسب التقاطبات المکانیة لیوری لوتمان Yuri Lotman))، وتبحث فی التأثیر المتبادل بینها، وبین أماکن تواجدها. ومن هنا ینطلق البحث مفیداً من المنهج التوصیفی التحلیلی فی إثارة إشکالیة الشخصیة وعلاقتها بالمکان الروائی. وتبیّن أنّ الشخصیة التراجیدیة (عامر)، حضرت فی الأماکن المغلقة والمفتوحة، وهی أماکن متغیّرة بفعل السلطة الفاشیة، والتغییر الطارئ على البلاد (الحرب)، مصرّة على العیش مشرّدة غیر آبهة فی نفس الوقت لنهایة مأساویة، کانت لها بالمرصاد؛ فکما عاشت ضحیة تعسّف دیکتاتوری صارت ضحیة قصف عشوائی لینهی حیاتها فترحل عن فضاء مکانی ملؤه الجور والامتهان لکرامة الإنسان.