محمد جواد پورعابد(حصاوی)؛ هدیه قاسمی فرد
چکیده
یُعدّ الثاناتوس أحد طرفی بنیة الصراع النفسی عند فروید، وهو صراع بین نزعتین لدى الإنسان. حسب هذه النظریة إن هذا الصراع النفسی یستند بین نوعین من الغرائز؛ غریزة الموت (الثاناتوس) وهی الغریزة التی تدفع الإنسان إلى العدوان والتدمیر، وغریزة الحیاة (الإیروس) وهی الغریزة التی تهدف بنشاطها المحافظة على الأنا ودعم الذات. و قاسم محمد مجید ...
بیشتر
یُعدّ الثاناتوس أحد طرفی بنیة الصراع النفسی عند فروید، وهو صراع بین نزعتین لدى الإنسان. حسب هذه النظریة إن هذا الصراع النفسی یستند بین نوعین من الغرائز؛ غریزة الموت (الثاناتوس) وهی الغریزة التی تدفع الإنسان إلى العدوان والتدمیر، وغریزة الحیاة (الإیروس) وهی الغریزة التی تهدف بنشاطها المحافظة على الأنا ودعم الذات. و قاسم محمد مجید الساعدی؛ الشاعر العراقی المعاصر، فقد مضى تجربة شعریة بین الحیاة و الموت. إنّه شبّ على لهیب الحروب. کان شأنه شأن کلّ العراقیین، ذاق النکبات وتجرّع کأس الموت وحفرت المعارک فی قلبه الألم والاغتراب. لذا من الطبیعی أن تتّسم نصوصه برائحة الموت وذلک لأنّ ظلامیّة الوضع العراقی أصبحت فادحة وأصبح الموت متلبّس بکلّ ما یحیط به، إلى درجة شکّل الموت موضوعة محوریّة تجلّت فی معظم قصائده منها قصائده فی دیوان " یومیّات رجل منقرض". وبما أنّ الحروب، من وجهة نظر فروید، لیست سوى مظهر من مظاهر السلوک العدوانی.
هدیه قاسمی فرد؛ ناصر زارع
چکیده
هوش معنوی شکلی از هوش است که مفاهیم معنویت و هوش را درون سازة جدید، ترکیب کرده و کاربرد منطقی مهارتهای معنوی را جهت جستوجوی مسائل معنادار و ارزشی در اختیار بشریت قرار داده است. این هوش که اساس ارزشها، باورها و اعمال انسان است، او را قادر میسازد تا با تمرکز بر مسائل هستیشناسانه رشد و تعالی را در لابهلای واقعیتهای زندگی بجوید. ...
بیشتر
هوش معنوی شکلی از هوش است که مفاهیم معنویت و هوش را درون سازة جدید، ترکیب کرده و کاربرد منطقی مهارتهای معنوی را جهت جستوجوی مسائل معنادار و ارزشی در اختیار بشریت قرار داده است. این هوش که اساس ارزشها، باورها و اعمال انسان است، او را قادر میسازد تا با تمرکز بر مسائل هستیشناسانه رشد و تعالی را در لابهلای واقعیتهای زندگی بجوید. رابرت ایمونز2 (1958) استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا که پیوند مؤلفههای این هوش با مسائل دینی و اخلاقی در اندیشهاش بارز است، از اندیشمندان این نظریة جدید است. از آنجا که اشعار فاروق شویخ (1976) شاعر معاصر لبنانی سراسرْ عرفان و بازتابی از حقایق اسلامی و انسانی است، کارکردها و اهداف به کارگیری مؤلفههای این هوش در اشعار این شاعر در چارچوب اندیشههای ایمونز موضوع این پژوهش قرار گرفت. از دستاوردهای این پژوهش که بر روش توصیفی- تحلیلی استوار است، میتوان به این موارد اشاره کرد که گرچه شویخ از هوش معنوی در اشعارش نامی نبرده اما از آن جهت که اشعارش از لحاظ بُعد عقیدتی و شناختی، بُعد عاطفی و احساسی و بُعد ارادی بسیار منعطف است؛ لذا این فرضیه را که شویخ ناخودآگاه در اشعارش از جلوههای این هوش بهره برده قوت میبخشد. با واکاوی اشعار شاعر که منطبق با آموزههای اسلام و قرآن بوده و نگاهی جستجوگر به منظور حل مسائل انسانشناسانه دارد، میتوان چنین استنباط کرد که شویخ ناخودآگاه از سازوکارهای هوش معنوی در اشعارش به جهت تعالی خویش و حل مسائل هستیشناسانه و کیفیت ارتباط با خدا و انسان بهره برده است.