نقد و تحلیل روشمند متون ادب در زبان عربی رویکرد جدید نقدی
حسن اسماعیل زاده؛ پرویز احمدزاده هوج؛ امیر فرهنگ دوست
چکیده
دستیابی به شناختی سنجشپذیر از هویّت، همواره از دغدغههای بنیادین علوم شناختی بوده است. امروزه با پیچیدگیهای ذهنی و رفتاری انسان معاصر، کاوشهای هویّتشناسانه به مسئلهای فراگیر در انسانشناسی تبدیل شده است؛ بهگونهای که رویکردهای مختلفی را ذیل "هویّت و انواع آن" به ظهور رسانده است. در این میان، روانشناسی به نام «جیمز ...
بیشتر
دستیابی به شناختی سنجشپذیر از هویّت، همواره از دغدغههای بنیادین علوم شناختی بوده است. امروزه با پیچیدگیهای ذهنی و رفتاری انسان معاصر، کاوشهای هویّتشناسانه به مسئلهای فراگیر در انسانشناسی تبدیل شده است؛ بهگونهای که رویکردهای مختلفی را ذیل "هویّت و انواع آن" به ظهور رسانده است. در این میان، روانشناسی به نام «جیمز مارسیا»، در ادامۀ دیدگاه «اریکسون» دربارۀ هویّت، با طرح دو متغیر "تجربۀ بحران" و "تعهدپذیری"، چهار وضعیت عملیاتی از هویّت دستهبندی میکند که عبارتند از: هویّت پراکنده، زودرس، ناتمام و موفق. در تئوری او که به "پایگاههای هویّت" مشهور است، هر یک از این مراحل، بر حسب برخورداری از عوامل تعیینکنندۀ "بحران" و"تعهد" از هم تمییز مییابند؛ رویکردی که با تحلیل رفتاری کنشها و نگرهها، ظرفیت مناسبی را برای رمانپژوهان در دستیابی به درکی روانشناختی از هویّت فراهم ساخته است. پژوهش حاضر میکوشد با بهرهجویی از مؤلفههای این رویکرد روانشناختی، هویّتیابی و نحوۀ دستیابی به آن را در رمان أزهر جرجیس به نام «النُوم فی حَقْلِ الکَرْز» که سوژههای انطباقپذیری با دیدگاه حاضر دارد، بررسی کند. از جمله دستاوردهای این جستار که بهصورت توصیفی تحلیلی فراهم آمده، ارتباط دوسویه و ناگسستنی مکان و فرد در پیشروی یا رکود و پسروی در پایگاههای هویّتی مارسیا است؛ مقولهای که نویسنده با روایتی چندلایه از جایگاه قهرمان داستانش در شهرهایی چون بغداد و اُسلو بر آن صحّه میگذارد. از دیگر نتایج قابلتوجه، همسویی خطوط چهارگانۀ داستان و پایگاههای هویّت مارسیا در تعداد شمارگان است که توجه ارادی نویسنده به این رویکرد را به شکل جدیتر تقویت بخشیده است.
علی قهرمانی؛ امیر فرهنگ دوست
چکیده
تاریخ به مثابة صفحهای الهامبخش، همواره نقش شگرفی را در بازپروری خیال نویسندگان ایفا نموده است. در این میان، گاه گذشته نه فقط برگی به جای مانده از تاریخ و نقش اقتباسگونة آن، بلکه دوباره جان گرفته و چنان در حال میتند که تفکیک مرزهای آن دشوار مینماید. نویسندگان امروز نیک دریافتهاند که رویدادهای کنونی انعکاسی از وقایع ...
بیشتر
تاریخ به مثابة صفحهای الهامبخش، همواره نقش شگرفی را در بازپروری خیال نویسندگان ایفا نموده است. در این میان، گاه گذشته نه فقط برگی به جای مانده از تاریخ و نقش اقتباسگونة آن، بلکه دوباره جان گرفته و چنان در حال میتند که تفکیک مرزهای آن دشوار مینماید. نویسندگان امروز نیک دریافتهاند که رویدادهای کنونی انعکاسی از وقایع گذشتهاند که فارغ از کنشگران آن، باید به دیدة جریانی بدان نگریست که پیوسته سریان مییابد.حلاج و روایت عالمگیر او از جمله وقایعی است که مقبول العلوی، نویسنده معاصر سعودی را برآن داشته تا فارغ از یک رویداد، از دریچة یک جریان و اندیشة در حال تکرار بدان بنگرد. بدین ترتیب، در "طَیفُ الحلاج" بر مرکب ناداستان سوار و ماجرای حلاج را واقعنگاری کرده و با شیوة روایت تودرتو آن را با روایتی از معاصر درمیآمیزد. وی درصدد است تا با این شیوه از روایت، حلاج را از قالب یک شخصیت تاریخی رهانده و در قامت جریانی پیوسته تعمیم دهد. جستار حاضر برآن است تا بر اساس این مدل از روایتپردازی، میزان موفقیت نویسنده در جریانسازی از این واقعه تاریخی را به شیوة توصیفی تحلیلی بررسی نماید.نتیجة پژوهش نشان میدهد، گشودن خط ناداستان و مستندنگاریهای آن از شخصیتهای روایت حلاج، در کنار تکنیکهایی چون استفاده از زوایایِ دید جهتمند، تناظرهای مستقیم و غیرمستقیم شخصیتها، استفاده از روایت غیرخطی و نیز معناگشاییهای مستقیم نویسنده، دو روایت را درهم تنانده و اهداف العلوی را در معرفی حلاج و شخصیتهای رویدادش به عنوان جریانی فراتاریخی به صورت موفقی برآورده ساخته است.
فرهاد رجبی؛ امیر فرهنگدوست
دوره 9، شماره 29 ، آبان 1396، ، صفحه 81-104
چکیده
شعر معاصر، برای برقراری ارتباطی مؤثرتر با مخاطب و به منظور تقویت زمینههای انتقال بهتر معنا میکوشد از امکانات موجود در هنرهای جدید، بهرهبرداری کند. از جمله این امکانات، دستاوردها و امکانات هنر سینماست که به طور خاص در شعر فاطمه ناعوت مصری (1952- ) مورد توجه است. او بر آن است تا با بهرهگیری از زبان تصویر و با توجه به اقبال مخاطبان ...
بیشتر
شعر معاصر، برای برقراری ارتباطی مؤثرتر با مخاطب و به منظور تقویت زمینههای انتقال بهتر معنا میکوشد از امکانات موجود در هنرهای جدید، بهرهبرداری کند. از جمله این امکانات، دستاوردها و امکانات هنر سینماست که به طور خاص در شعر فاطمه ناعوت مصری (1952- ) مورد توجه است. او بر آن است تا با بهرهگیری از زبان تصویر و با توجه به اقبال مخاطبان امروزی به هنر سینما از تکنیکهای موفق به کار گرفته شده در این عرصه سود برد؛ لذا ضمن حفظ اصالت زبان شعر، شیوههای روایت سینمایی را انتخاب کرده و علاوه بر آن از تکنیکهایی چون؛ میزانسن، دکوپاژ، تدوین و... استفاده میکند. این نوشته کوشیده است تا از این زاویه به شعر ناعوت نگریسته، موارد و کیفیت بهکارگیری از این دستاوردها را به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار دهد. نتایج به دست آمده نشان میدهد شعر ناعوت در اثر به کارگیری امکانات موجود، ضمن توسعه و تنوع دایره حضور خود، در ایجاد رابطهای مناسبتر با مخاطب نیز توفیق یافته است.