جلوه¬های نهلیسم دراشعار ایلیا ابوماضی

نوع مقاله: طرح پژوهشی

نویسندگان

.

چکیده

نیهیلیسم یا نیست¬انگاری که همواره یکی از دغدغه¬های فکری انسان بوده است، منشأ تاریخی داشته وریشه در فجایع، مصیبت¬ها، ناکامی¬ها و شکست¬های انسان در برابر حیات دارد. نیهیلیسم وضعیت روان شناختی و معرفت شناختی انسان را نشان می¬دهد که در آن معنای زندگی و هستی از دست می¬رود و شرایطی اضطراب¬آفرین و یأس آور بر انسان حاکم می¬شود. یکی از جنبه ¬های نیهیلیسم تفکر در مسائل هستی است که اندیشه ی ¬بسیاری از شاعران و فیلسوفان را به خود مشغول کرده¬است. یکی از آنان ایلیا ابوماضی از شاعران عربی مهجر می¬باشد که در باره ی تفکرات وی کتب و مقالات به رشته در آمده و به جنبه¬های ادبی و شعری آن اشاره گردید. اما آنچه در این نوشتار مورد نظر است. نیهیلیست بودن او است ونیز اینکه چه عواملی او را به سمت نیهیلیسم سوق داده¬است و مؤلفه¬های نیهیلیستی او در اشعارش کدامند. آنچه که از بررسی آثار وی به¬دست آمده نشان می¬دهد، عواملی چون اوضاع نابسامان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ،فقر و استبداد امپراطوری عثمانی ، آشنایی با دو فلسفه¬ی بدبینی شرقی و نیهیلیسم غربی و ارتباط با شاعرانی چون جبران و نعیمه سبب شده که به سمت نیست انگاری سوق پیدا کند و در دیوان خود مرگ، وجود، جبر، تناسخ و... را از دیدگاه نیهیلیسم مورد توجه قرار دهد.

کلیدواژه‌ها