نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی/دانشگاه زابل

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی/ دانشگاه زابل

3 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل

10.30479/lm.2020.13345.3034

چکیده

داستان‌های مصوّر کودکانه باید به‌گونه‌ای طراحی شود که به‌صورت توأمان کودک را با دو رسانة زبانی و دیداری آشنا نموده و چرخش ناگهانی تمرکز وی از متن به تصویر و بالعکس، کودک را در درک اطلاعات داستان و تعامل اثربخش دچار نارسایی ننماید. پری نودلمن از نظریه‌پردازان این حوزه معتقد است که رسایی ارتباط تصویر و متن در صورتی است که هر دو، با شاخصه‌هایی خاص یا با یکدیگر همسو باشند و یا همدیگر را توسعه ‌دهند؛ در غیر این صورت، ارتباط تصویر و متن، ارتباطی نارساست. وی در راستای فراهم‌آوردن بستری مناسب برای تعامل کودک با متن، شاخصه‌های معینی را در نقد رسایی و نارسایی تصویر و متن معرفی می‌کند. در پژوهش حاضر تلاش بر آن است با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی چند داستان کودکانة منتخب از محمد العبد بر اساس این شاخصه‌ها مورد ارزیابی و نقد قرار گیرد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد در این داستان‌ها رسایی ارتباط تصویر و متن از بسامد بالایی (%94) برخوردار است. همچنین شاخصة توسعه‌گرایی تصویر و متن سهم بسزایی (%61) در رسایی این ارتباط دارد. بر این اساس داستان‌نویس و تصویرگر نسبت به دنیای کودک و علایق و خواسته‌های او آگاهی داشته و با ایجاد پیوندی ژرف میان تصویر و متن داستان‌ها و درک درست اطلاعات داستان توسط کودک، موجبات تعامل کودک با تصویر و متن را فراهم آوردند.

کلیدواژه‌ها