تحلیل کاربردشناختی «قصیدة الأرض» محمود درویش با تکیه بر نظریه کنش گفتار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 آموزش و پرورش

2 عضو هیات علمی

10.30479/lm.2020.12862.2994

چکیده

نظریه کنش گفتار از مقوله‌های بنیادین در حوزه کاربردشناسی زبان است که زبان را در نقشمندی کاربران و تحلیل معانی ثانوی کلام بر مبنای اطلاعات بافتی مورد بررسی قرار می‌دهد؛ در این شاخه علمی، نظریه کنش گفتار به عنوان مقوله‌ای در ارتباط زبان و عمل، به کشف زوایای پنهان کلام و اعمالی که بر پایه کارکرد زبان می‌توان انجام داد می‌پردازد. بدین منظور جستار حاضر درصدد است تا با روش توصیفی ـ تحلیلی، قصیده‌ای از شاعر مقاومت، محمود درویش را در مقام یک کنش کلامی مورد تحلیل قرار دهد تا از این رهگذر با توجه به تعیین معانی متن براساس بافت در نظریه مذکور بتواند به خوانشی کاربردشناختی از یک اثر زبانی، به عنوان کنشی در راستای دیگر کنش های مقاومت دست یابد. براساس الگوی کنش جان سرل، یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که کنشگری قصیده در کارکرد اظهاری و عاطفی بیشترین بسامد را برخوردار است. کنش اظهاری شاعر در راستای اثبات هویت سرزمینی و جغرافیایی، بازگویی حقایق و حقوق غصب شده مردم فلسطین و با تأکید بر اطلاعات پیشین به عنوان گواهی برای عینیت بخشیدن به مدعای خویش، با هدف انگیزش عواطف و القای روحیه امید و مقاومت بیان می‌شود و در کنش عاطفی شاعر درصدد است درونه های عاطفی خود ناشی از حزن و اندوه، تأسف خود را نسبت به حوادث و وقایع پیش آمده نشان دهد. پاره گفت‌های شاعر غالباً در شکل ضمنی به عنوان یک کنش‌گفتار عرضه شده‌اند که از لازمه زیبایی و ادبیّت یک متن شعری است.

کلیدواژه‌ها