نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

.

چکیده

شعر عربی در صدر اسلام از لحاظ تصوّرات و تخیّلات شعری و زبان با شعر دوره­ی جاهلی تفاوتی ندارد و همان اختصاصات و خشونتهای بَدَوی را که در اشعار جاهلی می‌بینیم، در این اشعار هم کم و بیش ملاحظه می‌کنیم و این وضع تا اواخر قرن اوّل ادامه داشت. در این دوره شعر عربی خاص گویندگان تازی بوده است و دیگر اقوام در آن دخالتی نداشته‌اند، اما از اوایل قرن دوم یعنی اواخر عهد بنی‌امیّه و اوایل دور­ه­ی بنی‌العبّاس آثار نفوذ تمدّنهای غیر عرب به ویژه ایرانیان. شعرایی همچون محمود ورّاق، بشار بن برد، ابونواس و صالح بن عبد القدّوس آشکار شد. زیرا چنانکه میدانیم بعد از آنکه مسلمانان در حدود یک قرن با آنان مجاورت و معاشرت داشتند، از ایشان تأثیرگرفتند و به همین سبب است که می‌بینیم از اوایل قرن دوم مسلمانان همان اموری را دنبال کردند که ملل مغلوب مذکور مقارن ظهور اسلام سرگرم آنها بودند. مهمترین عنصری که به تمدن اسلامی جلوه­ی تازه و ترقّی و کمال بخشید، عنصر ایرانی است که با روی کار آمدن دولت عبّاسی در همه­ی شوؤن آن تمدّن و از آن جمله در ادب عربی دخالت کرد و اثر این داخل شدو این تاثیر در شعر به همان حدّ آشکارست که در نثر؛ در این مقاله به بررسی شعرای ایرانی که به عربی شعر سروده­اند، پرداخته شده است .

کلیدواژه‌ها